حكمت نامه لقمان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٩ - فصل دهم حكمت هاى جامع
٤٠٢. تنبيه الخواطر: به لقمان عليه السلام گفته شد: آيا تو غلام فلان طايفه نيستى؟
گفت: «آرى».
گفته شد: پس چه چيز، تو را به آنچه مىبينيم، رساند؟
گفت: «راستگويى، امانتدارى، رها كردن چيزى كه به من مربوط نمىشود، چشمپوشىام، نگهدارىِ زبانم، و پاكىِ خوراكم. پس هر كس از اينها كم كند، كمتر از من است و هر كس بر اينها بيفزايد، بالاتر از من است و هر كس به اينها عمل كند، همانند من است».
و گفت: «پسرم! توبه را به تأخير مينداز؛ زيرا مرگ ناگهان مىآيد».
و گفت: «پسرم! شر با شر، خاموش نمىگردد، همچنان كه آتش با آتش، خاموش نمىشود. شر با خير خاموش مىگردد، چنان كه آتش با آب، خاموش مىشود.
پسرم! به مرگ، سركوفت نزن و گرفتار را تمسخر نكن و از معروف، باز ندار.
پسرم! امين باش تا بىنياز زندگى كنى ....
پسرم! تقوا را پيشه خود كن تا سودها بدون سرمايه نزد تو آيند. پس هرگاه گناهى مرتكب شدى، در پىِ آن، صدقهاى بده تا آن را خاموش كند.
پسرم! موعظه بر سفيه، سخت مىآيد، چنان كه صعود كردن و سر بالايى رفتن، بر پير فرتوت، سخت مىآيد.
پسرم! براى كسى كه به او ستم روا داشتى، ناله نكن؛ بلكه به خاطر زشتىِ جنايتى كه بر خود كردى، بنال. هرگاه قدرت، تو را به ستم بر مردم وا داشت، قدرت خدا بر خودت را به ياد بياور.
پسرم! از دانشمندان، آنچه را نمىدانى، بياموز و آنچه را مىدانى، به مردم ياد بده».