حكمت نامه لقمان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤ - ١ سلمان
و دل دوستت داشته باشد و با دست نيز يارىات دهد، همه ايمانش را كامل كرده است. سوگند به آن كه مرا به حق برانگيخت، اى على! اگر اهل زمين، همانند آسمانيان، تو را دوست بدارند، احدى در آتش، عذاب نخواهد شد» و من [سوره] «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» را در هر روز، سه بار مىخوانم.
آن مرد ايستاد، چنان كه گويى سنگى را به زور، قورت داده است.[١]
از امام على عليه السلام نيز نقل است كه درباره سلمان مىفرمايد:
مَن لَكُم بِمِثلِ لُقمانَ الحَكيمِ و ذلِكَ امرُوٌ مِنّا و إلَينا أهلَ البَيتِ، أدرَكَ العِلمَ الأَوَّلَ و أدرَكَ العِلمَ الآخِرَ، و قَرَأَ الكِتابَ الأَوَّلَ، و قَرَأَ الكِتابَ الآخِرَ، بَحرٌ لا يُنزَفُ.[٢]
شما چه كسى را همانند لقمان داريد؟ مردى را داريد كه از ماست و رو به سوى ما اهل بيت دارد. دانش پيشين و پسين را آموخته و كتاب اوّل و آخر را خوانده است و دريايى پايانناپذير است.
با عنايت به اين سخن، مىتوان گفت: مقصود از احاديثى كه سلمان را به لقمان تشبيه كردهاند، همسنگ بودن سلمان با لقمان در حكمت است، وگرنه در فضيلت، بعيد نيست كه سلمان، برتر از لقمان باشد، چنان كه در حديث زير از امام صادق عليه السلام به اين معنا تصريح شده است:
سَلمانُ خَيرٌ مِن لُقمانَ.[٣]
سلمان، از لقمانْ بهتر است.
[١] الأمالى، صدوق: ص ٨٥ ح ٥٤، بحار الأنوار: ج ٢٢ ص ٣١٧ ح ٢.
[٢] الغارات: ج ١ ص ١٧٧، بحار الأنوار: ج ١٠ ص ١٢٣ ح ٢. نيز، ر. ك: بحار الأنوار: ج ٢٢ ص ٣٩١ ح ٢٦.
[٣] بصائر الدرجات: ص ١٨ ح ١٣، بحار الأنوار: ج ٢٢ ص ٣٣١ ح ٤٢.