حكمت نامه لقمان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٣ - فصل دهم حكمت هاى جامع
٣٦٧. الكافى به نقل از ابراهيم بن ابى بلاد، از كسى كه او را ياد كرده: لقمان به پسرش گفت: «پسرم! [آنچنان به مردمْ] نزديك نشو كه مايه دورىِ تو [از آنان] شود، و [آن چنان] دور نشو كه [در اثر بىتوجّهىِ آنان] خوار گردى.[١] هر جنبندهاى، همنوع خود را دوست دارد و آدميزاد نيز همنوع خود را دوست دارد. متاع خود را جز نزد مشترىاش پهن نكن. همان طور كه بين گرگ و قوچ، دوستىاى نيست، بين نيكوكار و بدكار نيز دوستىاى نيست. هر كه به قير نزديك شود، قسمتى از بدنش به آن مىچسبد، همچنين، هر كه با بدكار همدستى كند، برخى از روشهاى او را مىآموزد. هر كه جرّ و بحث را دوست بدارد، دشنام مىشنود. و هر كه وارد جاهاى بد شود، متّهم مىشود. و هر كه با رفيقِ بد همراهى كند، سالم نمىماند، و هر كه زبانش را در اختيار نگيرد، پشيمان مىگردد».
٣٦٨. امام باقر عليه السلام: در نصايح لقمان به پسرش، اين است كه گفت: «پسرم! اگر درباره مرگْ ترديد دارى، خواب را از خود دور كن كه نخواهى توانست و اگر درباره رستاخيزْ ترديد دارى، بيدار شدن از خواب را از خود دور كن كه نخواهى توانست؛ زيرا اگر انديشه كنى، مىدانى كه جان تو در دست ديگرى است و همانا خواب، به منزله مرگ است و بيدارى پس از خواب، به منزله بر انگيخته شدن پس از مرگ».
لقمان همچنين گفت: «اى پسرم! آن چنان [به مردمْ] نزديك نشو كه [از دلهاى آنان] دور شوى و آن چنان دور نشو كه خوار شوى. هر موجودى، همنوع خود را دوست مىدارد و همانا آدميزاد نيز همنوع خود را دوست مىدارد. خوبى [يا متاع] خود را جز در برابر مشترىِ آن، نگستران. چنان كه ميان قوچ و گرگ، دوستى و رفاقتى نيست، ميان نيكوكار و بدكار نيز دوستى و رفاقتى نيست. هر كه به زشتى [يا قير] نزديك شود، پارهاى از آن به تنش مىچسبد. همچنين، هر كه با بدكارْ همدستى كند، بعضى از روشهاى او را مىآموزد. هر كه جدال را دوست بدارد، دشنام مىشنود، و هر كه وارد جاهاى بد شود، متّهم مىشود و هر كه با رفيقِ بد همراهى كند، سالم نمىماند، و هر كه زبانش را در اختيار نگيرد، پشيمان مىگردد».
و گفت: «اى پسرم! با صد نفر رفاقت كن؛ ولى حتّى با يك نفر هم دشمنى نكن. اى پسرم! تو هستى و بهره و اخلاق تو! بهره تو دين توست، و اخلاق تو [رابطه] بين تو و مردم است. پس به آنان كينه نورز، و اخلاق نيكو را بياموز. اى پسرم! غلام نيكان باش؛ ولى فرزند بدان نباش. اى پسرم! امانت را ادا كن، تا دنيا و آخرتت سالم بماند، و امين باش؛ زيرا خداى تعالى خيانتكاران را دوست ندارد. اى پسرم! خود را به مردم چنان نشان نده كه از خدا مىترسى، در حالى كه دلِ تو گنهكار است».
[١] يعنى: با مردم، چنان در نياميز و نزديك نشو كه خسته و درماندهات كنند و در نتيجه، در دلشان از تو دور شوند، و كاملًا هم از آنان كناره نگير كه اهميّتى به تو ندهند و در چشمشان خوار و سبك شوى.