منتخب نهج الذكر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٤
قيامت ، [١] رعد [٢] و همه اشيا ، [٣] ستايش خداوند آمده است . افزون بر اين ، در هفده [٤] آيه از خداوند متعال با صفت «حميد» ياد شده است . گفتنى است كه واژه «تحميد» در قرآن به كار نرفته است ؛ ولى در احاديث اسلامى اين واژه نيز كاربرد دارد ، هر چند به فراوانىِ كاربرد «حمد» نيست .
نكاتى در باره معناى حمد
در باره معناى «حمد» در قرآن و حديث ، چند نكته قابل توجّه است : ١ . در قرآن و حديث ، اين واژه در فضيلت ذاتى خداوند به كار رفته است ، مانند : «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَ لَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ» . [٥] ٢ . ستايش خداوند متعال ، برآيند شناخت و معرفت اوست . از اين رو ، حقيقت حمد الهى و كمال آن ، ارتباط مستقيم با ميزان معرفت دارد . هر چه معرفت نسبت به جمال و كمال حق تعالى بيشتر شود ، ستايشِ ستايشگر ، كامل تر مى گردد . بنا بر اين ، كامل ترين و بهترين ستايشگرِ خداوند متعال ، خودِ اوست ؛ زيرا هيچ كس مانند او ، ذات اقدسش را نمى شناسد . از اين رو ، خداوند متعال ، نه تنها سزاوارترين ستايش شده است ، بلكه سزاوارترين ستايشگرِ خويش نيز هست ، چنان كه در دعا مى خوانيم : «يا خيرَ حامِدٍ و مَحمودٍ ؛ اى بهترين ستاينده و ستوده شده!» . [٦] ٣ . تفسير حمد به شكر و مفاهيمى مشابه آن در احاديث ، تفسير به اعم است . اين
[١] ر . ك : اسراء : ٥٢ .[٢] ر . ك : رعد : ١٣ .[٣] ر . ك : اسراء : ٤٤ ، تغابن : ١ .[٤] ر . ك : بقره : ٢٦٧ ، نساء : ١٣١، هود : ٧٣ ، إبراهيم : ١ و ٨ ، حجّ : ٢٤ و ٦٤، لقمان ١٢ و ٢٦ ، سبأ : ٦ ، فاطر : ١٥ ، فصّلت : ٤٢ ، شورى : ٢٨ ، حديد : ٢٤ ، ممتحنه : ٦ ، تغابن : ٦ ، بروج : ٨ .[٥] اسراء ، آيه ١١١ .[٦] ر . ك : ص ٢٩٥ (بهترين ستاينده و بهترين ستوده) .