منتخب نهج الذكر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٢
فصل چهارم : تحميد (گفتنِ «الحمد للّه »)
واژه شناسى «حمد» و «تحميد»
واژه «تحميد» ، از ريشه «حمد» به معناى ستايش (در مقابل «ذم» به معناى نكوهش) است . اين مادّه (حمد) ، هنگامى كه به باب تفعيل برود ، معمولاً بر مبالغه دلالت مى كند و از اين رو ، «محمّد» به معناى «بسيار ستوده» است . گاهى نيز باب تفعيل ، ناظر به معناى نسبت است و در اين كاربرد ، تحميد به معناى نسبت دادن حمد و ستودگى به خداوند است . خليل بن احمد فراهيدى ، «حمد» و «تحميد» را چنين معنا مى كند : حمد ، نقيض ذمّ (نكوهش) است . گفته مى شود : «بلوته فأحمدته» ، يعنى : او را آزمودم و او را ستودنى و پسنديده كردار يافتم و او را بر آنها ستودم ... «تحميد» ، يعنى ستودن بسيار خداوند با ستايش هاى نيكو ... . «حمد» ، يعنى : ثنا گفتن . [١] برخى از لغت شناسان در مقام فرق ميان «حمد» و «مدح» گفته اند كه حمد ، اخصّ از مدح است ؛ زيرا مدح ، مربوط به صفت جميل اختيارى و غير اختيارى مى شود ؛
[١] ترتيب العين : ص ١٩٦ .[٢] ر. ك : الصحاح : ج ٢ ص ٤٦٦ .[٣] مفردات ألفاظ القرآن : ص ٢٥٦ .