منتخب نهج الذكر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٢
٢٧٨.معاني الأخبار عن صفوان بن يحيى عمّن حدّثه عن الإ أنَّهُ سُئِلَ عَن «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ؟ فَقالَ : الباءُ بَهاءُ اللّه ِ ، وَالسِّينُ سَناءُ اللّه ِ ، وَالميمُ مُلكُ اللّه ِ . قالَ : قُلتُ : اللّه ُ؟ قالَ : الأَلِفُ آلاءُ اللّه ِ عَلى خَلقِهِ مِنَ النِّعَمِ بِوِلايَتِنا ، وَاللّامُ إلزامُ اللّه ِ خَلقَهُ وِلايَتَنا . قُلتُ : فَالهاءُ؟ فَقالَ : هَوانٌ لِمَن خالَفَ مُحَمَّدا وآلَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُ اللّه ِ عَلَيهِم . قُلتُ : الرَّحمنُ؟ قالَ : بِجَميعِ العالَمِ . قُلتُ : الرَّحيمُ؟ قالَ : بِالمُؤمِنينَ خاصَّةً . [١]
٢٧٩.الكافي عن عبد اللّه بن سنان : سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّه ِ عليه السلام عَن تَفسيرِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ، قالَ : الباءُ بَهاءُ اللّه ِ ، وَالسِّينُ سَناءُ اللّه ِ ، وَالميمُ مَجدُ اللّه ِ ـ ورَوى بَعضُهُم : الميمُ مُلكُ اللّه ِ ـ ، وَاللّه ُ إلهُ كُلِّ شَيءٍ ، الرَّحمنُ بِجَميعِ خَلقِهِ ، وَالرَّحيمُ بِالمُؤمِنينَ خاصَّةً . [٢]
[١] معاني الأخبار : ص ٣ ح ٢ ، التوحيد : ص ٢٣٠ ح ٣ ، بحار الأنوار : ج ٩٢ ص ٢٣١ ح ١٢ .[٢] الكافي : ج ١ ص ١١٤ ح ١ ، التوحيد : ص ٢٣٠ ح ٢ ، بحار الأنوار : ج ٩٢ ص ٢٣١ ح ١١ . علّامه مجلسى رحمه الله ، در باره عبارت «باء ، بهاى خداست» مى گويد : از بسيارى از اخبار ، چنين پيداست كه حروف مفرده ، وضع ها و معانى متعدّدى دارند كه جز حجّت هاى الهى ، كسى آنها را نمى داند ، و اين ، يكى از ابعاد علوم ايشان و استنباطشان از قرآن است . اهل سنّت ، در باره «الم (الف . لام . ميم)» از ابن عبّاس روايت كرده اند كه : الف ، به معناى آلاء (نعمت هاى) خداست ، و لام به معناى لطف او ، و ميم ، نشانگر مُلك او . «بهاء» ، به معناى زيبايى و نيكويى است ، «سناء» ، به معناى رفعت و بلندى ، و «مجد» ، به معناى بزرگوارى و شرافت . ممكن است اين مطلب بر پايه اشتقاق كبير و مناسبت ذاتى ميان الفاظ و معانى آنها باشد . بنا بر اين ، «باء» ، چون مشترك ميان معناى حرفى و بهاء است ، پس بايد ميان معانى آن دو ، مناسبتى باشد . همچنين است «اسم» و «سناء» ؛ چون در «سين» اشتراك دارند . پس در معناى بلندى و رفعت نيز اشتراك دارند . نيز «اسم» ، چون با «مجد» و «ملك» (در حرف ميم) اشتراك دارند ، پس بايد ميان معانى آنها نيز مناسبتى باشد . اين خود ، موضوع پُردامنه اى در لغت است كه براى اهل تحقيق و جستجو ، كه مبانى و معانى را شناخته باشند ، روشن مى شود . پس مراد از اين جمله ايشان كه : «سين ، سناى خداست» ، اين است كه وجود اين حرف (سين) در كلمه «اسم» ، مناط حصول اين معنا در آن است . به همين سان است بقيّه عبارات حديث . تأمّل در اين مطلب ، شدّت استبعاد از ظاهر اين كلام را از بين مى برد . اين بود آنچه در اين جا به ذهن رسيد ... و «اللّه ، به اين كه او معبود هر چيزى است» ؛ يعنى مستحق و سزاوار عبوديت براى هر چيزى است . «رحمان به مهربانى او با همه خلقش» ، بدان كه رحمان ، مبالغه اى بيشتر از رحيم دارد ؛ چرا كه بسيارى مبنا بر بسيارى معنا دلالت دارد . رحمان را يك بار به اعتبار كمّيّت در نظر مى گيريم و يك بار به اعتبار كيفيّت . بنا بر اعتبار اوّل ، گفته شده است : «يا رحمن الدنيا» ، چون مهرورزى او مؤمن و كافر را در بر مى گيرد ، و «رحيم الآخرة» ، چون در آخرت ، مهر و رحمت او اختصاص به مؤمنان دارد . بنا بر اعتبار دوم ، گفته شده است : «يا رحمن الدنيا والآخرة و رحيمهما» ، كه رحمان بر نعمت هاى بزرگ ، اختصاص داده شده است و رحيم به نعمت هاى غير بزرگ . دومى نيز احتمال دارد كه بر وجه اوّل حمل شود ؛ يعنى در هر دو سرا ، رحمان است با نعمت هاى عام ، و در هر دو سرا ، رحيم است با نعمت هاى خاص ؛ يعنى هدايت و توفيق در دنيا و نسبت درجات آن . وجه اخير در اين خبر ، ظهور بيشترى دارد (مرآة العقول : ج ٢ ص ٣٧) .