منتخب نهج الذكر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٣
كه انسان را در پناه خداوند متعال قرار مى دهد و از آفاتى كه او را تهديد مى كنند ، مصونيت مى بخشد و جمله «أعوذ باللّه » ، در واقع ، بيانگر آن حالت درونى است . بر اين اساس ، براى پيدايش اين حالت درونى ، در گام نخست بايد موانع آن برطرف شوند . موانع پيدايش اين حالت در موارد مختلف ، متفاوت اند . مثلاً كسى كه از شرّ آفريده هاى موذى به خدا پناه مى برد ، نمى تواند دست در سوراخ مار كند و «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ * مِن شَرِّ مَا خَلَقَ» [١] بخواند! بنا بر اين ، شرط اوّل تحقّق حقيقت استعاذه ، اجتناب از موانع پناهجويى است ، و چه زيبا گفته شده است كه : تا زبان ، چون جوارح و اركان استعاذت كند به وفق جَنان نه كه گويى «اَعوذ» و تازى تيز سوى شيطان و نفس شورانگيز نه كه گويى «اَعوذ» و آرى روى سوى بَدْسيرتان ناخوش خوى تا ز هر بد ، عنانْت كوته نيست يك اَعوذَت ، «أعوذُ باللّه » نيست بلكه آن ، پيش صاحب عرفان نيست الّا «أعوذُ بالشيطان» گاه گويى «أعوذ» و گه «لا حَول» ليك فعلت بود مكذِّب قول بر دهان ، جام زهرِ مرگ آميز بر زبان ، آن كه مى كنم پرهيز چند باشى به حيله و تلبيس منزل ديو و سُخره ابليس سوى خويشت دو اسبه مى راند بر زبانَت «اَعوذُ» مى خواند طُرفه حالى كه دزد بيگانه گشته همراه صاحبِ خانه مى كند همچو او فغان و نفير در به در ، كو به كو ، كه : دزد بگير! [٢] پس از اجتناب از موانع استعاذه ، هر قدر كه انسانْ خدا را بهتر بشناسد و از آفاتى كه او را تهديد مى كند ، بيشتر احساس خطر نمايد ، حقيقت پناهجويى در او بيشتر
[١] سوره فلق ، آيه ١ و ٢ .[٢] هفت اورنگ ، عبد الرحمان جامى .