منتخب نهج الذكر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٧
ه ـ مردن دل
٢٦٠.امام صادق عليه السلام : از جمله سخنان نجواآميزى كه خدا با موسى عليه السلام گفت ، اين بود كه : «اى موسى ! مرا در هيچ حال ، فراموش مكن ؛ زيرا فراموش كردن من ، دل را مى ميرانَد» .
و ـ زندگى فلاكت بار
«و هر كس از ياد من ، دل بگردانَد ، در حقيقت، زندگىِ تنگ [ و سختى ] خواهد داشت، و روز رستاخيز ، او را نابينا محشور مى كنيم . مى گويد: «پروردگارا! چرا مرا نابينا محشور كردى با آن كه بينا بودم؟» . مى فرمايد: «همان طور كه نشانه هاى ما بر تو آمد و آن را به فراموشى سپردى، امروز ، همان گونه فراموش مى شوى» . و اين گونه ، هر كه را به افراط گراييده و به نشانه هاى پروردگارش نگرويده است ، سزا مى دهيم ؛ و قطعاً شكنجه آخرت ، سخت تر و پايدارتر است» . [١]
ز ـ بدى دنيا و آخرت
قرآن
«مى گويند: «پروردگارا! شقاوت ما بر ما چيره شد و ما مردمى گم راه بوديم . پروردگارا! ما را از اين جا بيرون بَر . پس اگر بازهم [ به بدى ] برگشتيم، در آن صورت ، ستمگر خواهيم بود» . مى فرمايد: «[ برويد ] در آن ، گم شويد و با من ، سخن مگوييد» . در حقيقت، دسته اى از بندگان من بودند كه مى گفتند: «پروردگارا! ايمان آورديم. بر ما ببخشاى و به ما رحم كن [ كه ] تو بهترينِ مهربانانى» . و شما آنان ( مؤمنان ) را به ريشخند گرفتيد، تا [ با اين كار ] ياد مرا از خاطرتان بُردند و شما بر آنان مى خنديديد» .
[١] علّامه طباطبايى قدس سره مى گويد : «فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا» ، يعنى زندگى سخت و تنگ ؛ زيرا كسى كه پروردگارش را فراموش كند و از ياد او بِبُرد ، تنها چيزى كه برايش مى ماند ، اين است كه به دنيا بچسبد و آن را تنها مطلوب خود قرار دهد كه براى آن بكوشد و در جهت زندگى اش و توسعه آن و برخوردارى از آن ، اهتمام ورزد و به آن مقدار از معاش كه به او داده شده ، كم باشد يا بسيار ، بسنده نكند ؛ زيرا هر چه به دست آورد و مالك شود ، بدان قانع نمى شود و بيشتر و بيشتر مى خواهد و نقطه پايانى براى خواسته اش نيست . بنا بر اين ، هيچ گاه از آنچه به دست مى آورد ، خرسند نمى شود و به بيشتر از آن دل مى بندد . از طرف ديگر ، نگرانى و غم و اندوه و تشويش و اضطراب و ترس از دچار شدن به بلاها و روى آوردن ناملايمات ، از قبيل مرگ و بيمارى و آفت و حسادت بدخواهان و مكر مكّاران و به نتيجه نرسيدن تلاش و جدا شدن از عزيزان ، بر وى هجوم مى آورند ، در حالى كه اگر مقام پروردگارش را بشناسد و پيوسته به ياد او باشد و فراموشش نكند و يقين كند كه نزد پروردگارش حياتى ناآميخته با مرگ و مُلكى زوال ناپذير و عزّتى دور از ذلّت و شادمانى و سرور و رفعت و كرامتى بى اندازه و بى پايان خواهد داشت . نيز يقين خواهد كرد كه دنيا ، سراى گذر است و زندگى دنيا در برابر با زندگى آخرت ، چند صباحى بيشتر نيست . آرى! اگر اينها را بداند ، آن گاه نفسش به آنچه از دنيا برايش مقدّر شده است ، خرسند و قانع خواهد شد و به همان زندگى و معاشى كه داده شده ، بسنده خواهد كرد ، بدون آن كه در زندگى اش احساس تنگى و سختى كند (الميزان فى تفسير القرآن : ج ١٤ ص ٢٢٥) .