دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١
٥٣١.صحيح مسلم ـ به نقل از اَنَس ـ :گروهى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله از همسران پيامبر صلى الله عليه و آله در باره عمل ايشان در نهان پرسيدند . يكى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : من زن نمى گيرم . ديگرى گفت : من گوشت نمى خورم . و سومى گفت : من بر بستر نمى خوابم . [ خبر به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد . برخاست ] . پس خدا را حمد و ثنا نمود و فرمود : «عدّه اى را چه شده است كه چنين و چنان گفته اند؟! من [ شب ها ] هم نماز مى خوانم و هم مى خوابم . [ روزها] گاهى روزه مى گيرم و گاه مى خورم ، و با زنان هم ازدواج مى كنم . پس هر كه از سنّت من روى گردانَد ، از من نيست» .
٥٣٢.الديوان المنسوب إلى الإمام على عليه السلام ـ در بيان شكايت زنى از شوهرش و پاسخ امير مؤمنان عليه السلام به او و قضاوت ايشان ميان آن دو ـ :[ زن گفت : ] شوهرم ، مرد بزرگوارى است و از حرام ها بيزار است . شب ها را به قيام و قعود مى گذرانَد و پيوسته روزه مى گيرد و مى ترسم كه گنهكار باشد ؛ زيرا به خواسته من بى اعتناست . و شوهرش پاسخ داد : من هرگز دل باخته آنان نيستم و هرگز از زنان كام نمى گيرم . نه ! بلكه پيوسته در قيام و قعود نمازم ؛ زيرا آلوده به گناهانم . كاشكى از آنها به سلامت برَهَم! على عليه السلام ميان آن دو ، چنين داورى نمود : آرام! كه تو با اين كار ، گنهكارى نماز خواندن و قيام و قعود ، وظيفه توست ليكن ، سه روز را روزه بدار و چهار روز را بخور و يك شب را با آنان به كامجويى بگذران . تو حقّ ندارى كه نامرادشان بگذارى .