دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩
٥٢٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ زنى ، از بستر شوهرش دورى نمى كند ، مگر آن كه فرشتگانِ خداوند عز و جل او را لعنت مى كنند .
٢ / ١٠ ـ ٥
نكوهشِ كوتاهىِ زن در پاسخگويى به نياز شوهر
٥٢٧.المعجم الأوسط ـ به نقل از عبد اللّه بن عمر ـ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «خداوند ، زنان تعلّل كننده را لعنت كرده است» . گفت : اى پيامبر خدا ! زنان تعلّل كننده كيستند؟ فرمود : «زنى كه شوهرش او را به بستر خويش بخواند و او بگويد : بعدا ، تا اين كه شوهرش را خواب ببَرد» .
٥٢٨.امام صادق عليه السلام : زنى براى كارى نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد . پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : «شايد تو از تعلّل كنندگانى؟» . گفت : تعلّل كنندگان ، چه كسانى هستند ، اى پيامبر خدا؟ فرمود : «زنى كه شوهرش او را براى خواسته اش بخواند و او چندان تعلّل كند كه شوهرش چُرتش بگيرد و بخوابد . چنين زنى را فرشتگان ، تا زمانى كه شوهرش بيدار شود ، پيوسته لعنت مى كنند» .
٥٢٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ به زنان ـ :هرگز نمازهاى خود را طول ندهيد براى اين كه شوهرانتان را [ از خود ] باز داريد .
٢ / ١٠ ـ ٦
نكوهشِ پاسخ ندادن شوهر به نياز همسرش
٥٣٠.مسند ابن حنبل ـ به نقل از عبد اللّه بن عمرو [ بن عاص ] ـ :پدرم ، زنى از قريش را به همسرى من در آورد . چون بر من وارد شد ، چندان سرگرم عبادت و روزه و نماز بودم كه به او اعتنا نمى كردم . عمرو بن عاص ، به ديدن عروسش آمد و نزد او رفت و گفت : شوهرت را چگونه يافتى؟ همسرم گفت : بهترين مرد است ـ يا همانند بهترين شوهرهاست ـ . آغوشى براى ما نگشوده ، و بسترى برايمان نمى شناسد ! پدرم ، به من رو كرد و شروع كرد به نكوهش كردن و زخم زبان زدن به من و گفت : من زنى خانواده دار از قريش را به همسرى تو در آورده ام . آن گاه تو ، به خواسته او بى توجّهى مى كنى و چنين و چنان مى كنى؟! سپس نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رفت و از من شكايت كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله در پى من فرستاد و من نزد ايشان رفتم . به من فرمود : «آيا روزها را روزه مى گيرى؟» . گفتم : آرى . فرمود : «و شب ها را به نماز مى گذرانى؟» . گفتم : آرى . فرمود : «امّا من ، گاهى روزه مى گيرم و گاهى نيز نمى گيرم . هم نماز مى خوانم و هم مى خوابم ، و با زنان ، همخوابگى مى كنم . پس هر كه از سنّت من روى گردانَد ، از من نيست» .