دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٥
« و من پس از خويشتن ، از بستگانم بيمناكم و زنم نازاست . پس ، از جانب خود ، ولى [ و جانشينى ]به من ببخش كه از من و از خاندان يعقوب ، ارث ببرد و او را ـ اى پروردگار من ـ پسنديده گردان » .
« آن جا [ بود كه ] زكريّا ، پروردگارش را خواند و گفت : اى پروردگار من ! از جانب خود ، فرزندى پاك به من ببخش ، كه تو شنونده دعايى . پس فرشتگان به او كه در محراب ، به نماز ايستاده بود ، ندا دادند كه : خدا تو را به يحيى كه تصديق كننده كلمه خدا ( عيسى ) و مهتر و خويشتندار و پيامبرى از شايستگان است ، مژده مى دهد » .
« پس چون مژده دهنده آمد ، آن [ پيراهن ] را بر صورت او (يعقوب) انداخت و او بينا شد . گفت : آيا به شما نگفتم كه بى شك ، من از [ عنايت ] خداوند ، چيزهايى مى دانم كه شما نمى دانيد؟ گفتند : اى پدر ! براى گناهان ما آمرزش بخواه كه به راستى ، ما خطاكار بوديم . گفت : به زودى ، از پروردگارم براى شما آمرزش مى خواهم ، كه به راستى ، او آمرزگارى مهربان است » .
حديث
٥٩١.امام صادق عليه السلام : چون آدم عليه السلام ، كعبه را طواف كرد و به ملتزم[١] رسيد ، جبرئيل عليه السلام به او گفت : «اى آدم ! در اين مكان ، به گناهان خود در پيشگاه پروردگارت اعتراف كن» . آدم عليه السلام ايستاد و گفت : «خداوندا! هر كارگرى ، مزدى دارد و من نيز كار كرده ام . مزد من چيست؟» . خداوند عز و جل به او وحى فرمود كه: «اى آدم ! گناهت را بخشيدم» . آدم عليه السلام گفت : «خداوندا ! و فرزندانم و ذرّيه ام ؟» . خداوند عز و جل به او وحى فرمود كه : «اى آدم ! هر يك از ذرّيه تو كه بدين مكان بيايد و بر گناهان خويش اعتراف نمايد و چنان كه تو توبه كردى ، توبه كند و سپس آمرزش بطلبد ، او را نيز مى آمرزم» .
٥٩٢.امام باقر عليه السلام : آدم عليه السلام ـ كه درودهاى خداوند بر او باد ـ چون كعبه را ساخت و گردِ آن طواف كرد ، گفت : «بار خدايا ! هر كارگرى مزدى دارد . بار خدايا ! من هم كار كرده ام» . به او گفته شد : بخواه ، اى آدم ! گفت : «بار خدايا ! گناه مرا بيامرز» . به او گفته شد : آمرزيده شدى ، اى آدم ! گفت : «و فرزندان مرا كه پس از من مى آيند [ نيز بيامرز ]» . به او گفته شد : اى آدم ! هر يك از ايشان كه در اين مكان ، همانند تو ، به گناهش اعتراف كند ، او را نيز مى آمرزم .
[١] ملتزم ، در پشت كعبه است . آن را ملتزم گفته اند ؛ چون مردم ، آن را بغل مى كنند و به سينه خود مى چسبانند . التزام ، به معناى بغل كردن و در آغوش كشيدن است (مجمع البحرين : ج ٣ ص ١٦٣مادّه «لزم») .