دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٢
د ـ آغاز كردن از سبُك ترين غذاها ؛ ه ـ نخوردن غذاى داغ و خوردن غذاى نيم گرم ، پيش از آن كه سرد شود ؛ و ـ استفاده كردن از دست راست ؛ ز ـ كوچك گرفتن لقمه ؛ ح ـ خوب جويدن غذا ؛ ط ـ طولانى كردن نشستن بر سر سفره ؛ ى ـ گرامى داشتن نان و نگذاشتن آن زير ظرف غذا ؛ ك ـ استفاده كردن از آنچه از سفره مى ريزد (البتّه در منزل و در صورتى كه آلوده نشده باشد ، وگر نه كسى كه در صحرا غذا ميل مى كند ، بهتر است آنچه را كه از سفره مى ريزد ، براى حيوانات بگذارد) ؛ ل . امساك از خوردن غذا پيش از سير شدن كامل و در حالى كه قدرى از اشتها باقى است . بخش سوم . كارهايى كه هنگام غذا خوردن ، ترك آنها شايسته است : الف ـ اسراف (زياده روى) در كيفيت و كميت خوراك ؛ ب ـ خوردن غذايى كه به آن بى ميل است ؛ ج ـ دميدن در غذا ؛ د ـ خوردن با دست چپ ؛ ه ـ خوردن با يك انگشت و دو انگشت ؛ و ـ بلند آروغ زدن ؛