دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٥
٤١٣٠.مشكاة الأنوار ـ به نقل از عبد اللّه بن سنان ـ: بر امام صادق عليه السلام در مسجد درآمدم ، در حالى كه ايشان ، نماز عصر را خوانده و رو به قبله نشسته بود . گفتم : اى پسر پيامبر خدا! برخى حكمرانان ما را امين اموال قرار مى دهند و آنها را به ما مى سپارند ، در حالى كه خمس شما را نمى دهند . آيا آنها را به شما بپردازيم؟ فرمود : «به صاحب اين قبله سوگند (سه بار اين سوگند را ياد كرد) اگر ابن ملجم ، قاتل پدرم ـ كه خونخواه او هستم ، چون پدرم را كُشت ـ امانتى به من مى سپرد ، آن را به او بر مى گرداندم» .
١ / ٨
باز گرداندن امانت ، حتّى به قاتل امام حسين
٤١٣١.امام زين العابدين عليه السلام ـ در حالى كه به شيعيانش سفارش مى فرمود ـ: در امانت[دارى ]بكوشيد : سوگند به آن كه محمّد را به حق پيامبر قرار داد ، [حتّى ]اگر قاتل پدرم حسين بن على عليه السلام شمشيرى را كه با آن او را كشت به من امانت مى داد آن را به او باز مى گرداندم .
٤١٣٢.امام صادق عليه السلام : امانت را برگردانيد ، ولو به قاتل حسين بن على عليهماالسلام .
٤١٣٣.امام صادق عليه السلام : بر شما باد پارسايى و كوشش و راستگويى و بازگرداندن امانت به كسى كه به شما امانتى سپرده است ؛ زيرا اگر قاتل حسين عليه السلام هم شمشيرى را كه با آن ، او را به شهادت رساند ، به امانت نزد من مى گذاشت ، آن را به او پس مى دادم .
٤١٣٤.الكافى ـ به نقل از اسماعيل بن عبد اللّه قُرَشى ـ: مردى خدمت امام صادق عليه السلام آمد و گفت : اى پسر پيامبر خدا ، خواب ديدم كه بيرون از شهر مدينه ، در جايى كه مى شناسم . هستم ، و گويا شَبَحى از چوب يا مردى تراشيده از چوب بر اسبى چوبين نشسته است و شمشيرش را تكان مى دهد و من ، هراسان و وحشتزده ، او را تماشا مى كنم . امام عليه السلام به او فرمود : «تو قصد دارى از مردى كلاه بردارى كنى . بترس از آن خدايى كه تو را آفريده است و سپس مى ميراند» . مرد گفت : گواهى مى دهم كه تو از دانش ، بهره مند گشته اى و آن را از معدنش گرفته اى . اى پسر پيامبر خدا ! اينك ، تو را از آنچه برايم تعبير كردى ، آگاه مى گردانم . مردى از همسايگانم نزد من آمد و پيشنهاد كرد مِلك او را بخرم . من ، چون مى دانستم آن مِلك ، خريدارى غير از من ندارد ، تصميم گرفتم آن را به قيمت بسيار نازلى خريدارى كنم . امام صادق عليه السلام فرمود : «آن مرد ، دوستدار ما و مخالف دشمنان ماست؟» . گفت : آرى ، اى فرزند پيامبر خدا ! مردى است بسيار با بينش (شيعه ناب) و داراى دين و عقيده استوار . اينك ، من از قصد و نيّتى كه داشتم ، به درگاه خداوند عز و جل و پيشگاه شما توبه مى كنم . اى فرزند پيامبر خدا ! به من بفرما كه اگر آن مرد ناصبى بود ، مجاز بودم كه فريبش دهم؟ امام عليه السلام فرمود : «نسبت به كسى كه تو را امين دانسته و از تو راه نمايى خواسته است ، امانتدار باش ، حتى اگر قاتل حسين عليه السلام باشد» .