دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨١
٤ / ٦
توطئه عليه پيامبران و مجادله به قصد بى اعتبار كردن حق
«پيش از اينان ، قوم نوح، و بعد از آنان ، دسته هاى مخالف [ ديگر ] به تكذيب پرداختند، و هر امّتى آهنگ فرستاده خود را كردند تا او را بگيرند، و به [ وسيله ] باطل ، جدال نمودند تا حقيقت را با آن ، پايمال كنند. پس ، آنان را فرو گرفتم . آيا چگونه بود كيفر من؟!» .
٤ / ٧
ستم و سركشى و رفاه زدگى و سرمستى
قرآن
«و [ مردم ] آن شهرها چون بيدادگرى كردند، هلاكشان كرديم، و براى هلاكتشان موعدى مقررّ داشتيم» .
«و قطعاً نسل هاى پيش از شما را هنگامى كه ستم كردند ، به هلاكت رسانديم، و پيامبرانشان ، دلايل آشكار برايشان آوردند ؛ و [ لى ] بر آن نبودند كه ايمان بياورند. اين گونه ، مردم گناهكار را جزا مى دهيم» .
«و كسانى كه كافر شدند، به پيامبرانشان گفتند: «شما را از سرزمين خودمان بيرون خواهيم كرد ، مگر اين كه به كيش ما بازگرديد». پس پروردگارشان به آنان وحى كرد كه حتماً ستمگران را هلاك خواهيم كرد».
«و پيش تر [ از همه آنها ] قوم نوح را [عذاب كرديم] ؛ زيرا كه آنان ، ستمگرتر و سركش تر بودند».
«و چه بسيار شهرها را كه [ مردمش ] ستمكار بودند ، درهم شكستيم، و پس از آنها ، قومى ديگر پديد آورديم . پس چون عذاب ما را احساس كردند، به ناگاه از آن مى گريختند . [ هان! ]مگريزيد و به سوى آنچه در آن متنعّم بوديد و [ به سوى ]سراهايتان بازگرديد، باشد كه مورد پرسش قرار گيريد . گفتند: «اى واى بر ما، كه ما واقعاً ستمگر بوديم!» سخنشان ، پيوسته همين بود، تا آنان را دروشده بى جان گردانيديم» .