دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٧
٣٩٤٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : من ، شبيه ترينِ مردم به آدم عليه السلام هستم و ابراهيم عليه السلام شبيه ترينِ مردم به من بوده است ، هم اخلاقش هم چهره اش . خداوند ، از فراز عرش خود ، ده نام بر نهاد و اوصاف مرا بيان فرمود و از زبانِ هر پيامبرى كه به سوى قومش فرستاد ، مژده ظهور مرا داد و نامم را بُرد . نام مرا در تورات ، نشر داد و نام مرا در ميان پيروان تورات و انجيل پراكَنْد و كتابش را به من آموخت و در آسمانش ، مرا رفعت بخشيد و نام مرا از نام هاى خود برگرفت و مرا «محمّد» ناميد و او نامش «محمود» است . مرا در ميان بهترين نسل از امّتم ظاهر گردانيد . نام مرا در تورات «اَحْيَد» نهاد كه برگرفته از توحيد است و به واسطه توحيد ، بدن امّت مرا بر آتش ، حرام ساخت . در انجيل ، از من با نام «احمد» ياد كرد . پس من در ميان آسمانيان ، محمود (ستوده و پسنديده)ام و امّت مرا ، حمد كننده قرار داد . در زبور ، نامم را «ماحى» نهاد . خداوند عز و جلبه واسطه من ، بت پرستى را از زمين ، محو مى كند . در قرآن ، نامم را «محمّد» نهاد . پس در سرتاسر قيامت ، قضاوت نهايى از سوى من ، پسنديده [و پذيرفته] مى شود و كسى جز من ، شفاعت نمى كند .
٣٩٤٧.امام صادق عليه السلام ـ از پدرش ، از جدّش ، از پدرش عليهم السلام ـ: از پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال شد : آن گاه كه آدم عليه السلام در بهشت بود ، كجا بودى؟ فرمود : «در پشت او ، و در همان پشتِ او (همراه با آدم عليه السلام ) به زمين فرود آورده شدم ... . از آن پس ، پيوسته ، خداى عز و جل مرا از پشت هاى پاك به زِهدان هاى پاك ، منتقل مى كرد .. در تورات و انجيل ، نام مرا آورد و مرا به آسمان خويش ، بالا بُرد و از نام هاى نيكويش ، نامى براى من مشتق ساخت . امّت من ، حمّادون (ستايندگان)اند و خداوندگار عرش محمود است و من ، محمّدم .
٣٩٤٨.حلية الأولياء : عبد اللّه بن عمرو به كعب گفت : مرا از اوصاف محمّد صلى الله عليه و آله و امّت او خبر ده . كعب گفت : آنان را در كتاب خداى متعال ، چنين مى يابم كه : احمد و امّت او ستايندگان اند : خداى عز و جل را بر هر خوب و بدى مى ستايند . در هر بلندى ، خدا را به بزرگى ياد مى كنند و در هر منزلگاهى ، خدا را به پاكى مى ستايند . بانگ آنان ، در ميان آسمان مى پيچد و در نمازهاشان ، همهمه اى چونان همهمه زنبوران عسل در كوهسار دارند . در نماز ، همچون صفوف فرشتگان ، صف مى بندند و در جنگ ، آن گونه صف مى كشند كه در نماز . هر گاه در راه خدا به جنگ بروند ، فرشتگان با نيزه هاى محكم ، در پيشِ رو و پشتِ سرشان قرار مى گيرند . هر گاه در راه خدا به صف مى ايستند ، خداوند بر آنان سايه مى افكنَد (با دستش نشان داد) آن گونه كه عقاب ها بر لانه هايشان بال مى گسترانند و هر گز از پيشروى باز نمى ايستند ، مگر آن كه جبرئيل عليه السلام به آنان بپيوندد .