دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩
مقطعى از تاريخ ، تنها بوده اند و سپس ديگران از آنان تبعيت كرده اند و به آنها ملحق شده اند ، امّت نام گرفته اند ؛ مانند ابراهيم عليه السلام . اين اطلاق ، هماهنگ با ريشه لغوىِ كلمه امّت ـ يعنى «اصل» و «مرجع» ـ است . در اين گونه موارد ، در اطلاق امّت بر فرد ، دو نكته لحاظ شده است: يكى تنها بودن در دفاع از ارزش هاى دينى در مقطعى از تاريخ ، و ديگرى مقتدا قرار گرفتن . همچنين در برخى از روايات ، اطلاق امّت بر فرد ، به لحاظ آن است كه آن ، فرد جاى گزين جماعت در انجام دادن كارى است ، چنان كه در حديثى آمده است كه پيامبر خدا خطاب به امام على عليه السلام فرمود : إنَّ اللّه َ قَد جَعَلَكَ اُمّةً وَحدَكَ ، كَما جَعَلَ إبراهيمَ عليه السلام اُمَّةً ، تَمنَعُ جَماعَةَ المُنافِقينَ وَالكُفّارِ هَيبَتُكَ عَنِ الحَرَكَةِ عَلَى المُسلِمينَ . [١] خداوند ، تو را به تنهايى يك امّت قرار داده ، چنان كه ابراهيم عليه السلام را يك امّت قرار داد و هيبت تو ، گروه منافقان و كافران را از حركت [و اقدام] بر ضدّ مسلمانان ، باز مى دارد. و نيز آنچه در شمارى از احاديث آمده كه برخى افراد ، در قيامت «يك امّت» محشور مى شوند ، بدين معناست كه آنان در قيامت ، به تنهايى يك صف را تشكيل مى دهند ؛ بر خلاف ساير مردم كه هر يك ، در صف يك جماعت هستند. بنا بر اين ، آنان به تنهايى ، حكم جماعت دارند.
[١] ر . ك : ص ٣٠٢ ح ٤٠٩١ .