قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٤ - اعجاز پيامبر به هوس اين و آن نيست
دهنده ام و تو اى على! راهنمايى».
محدث بزرگوار شيعه، مرحوم سيد هاشم بحرينى در كتاب غاية المرام و تفسير خود برهان قسمتى از اين احاديث را جمع آورى كرده است. او تنها در تفسير خود، ٢٧روايت در اين باره نقل نموده كه برخى از آنها از كتاب هاى اهل تسنن است.
سيوطى در الدر المنثور قسمتى از اين روايات را ذكر كرده است. از آن جا كه اين روايات با اسناد مختلف و در كتاب هاى متعدد و از محدثان عالى قدر نقل شده است مى توان گفت مفاد حديث به حد«تواتر» رسيده است.
تنها در برهان، هفده روايت به اين مضمون نقل شده است كه پيامبر فرمود:«أنا المنذر وعلي الهادي; منم بيم دهنده و على راهنماست»و يا «أنت الهادي يا علي; تويى راهنما اى على!».
در دو روايت وارد شده است كه پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) آبى خواست كه وضو بگيرد وقتى از وضو فارغ شد دست على را گرفت آن را روى سينه خود گذارد و گفت:«إِنّما أَنْتَ مُنْذِرٌ» سپس روى سينه على(عليه السلام) نهاد و گفت:«وَلِكُلِّ قَوم هَاد».
در پاره اى از احاديث، پيامبر تذكر مى دهد كه هيچ گاه روى زمين از حجت خالى نمى ماند و براى استشهاد، آيه مورد بحث را مى خواند و خود را «منذر» و على را «هادى» معرفى مى كند بعد اوصياى خود را يكى پس از ديگرى نام مى برد تا سخن را به مهدى مى رساند و هدف قيام آن حضرت را تشريح مى فرمايد.
روشن شدن اين نظر در گرو پاسخ به سؤالاتى است كه در مورد اين تفسير وجود دارد. اكنون اين سؤالات را مطرح نموده و درباره آنها گفتگو مى كنيم:
ممكن است سؤال شود: چگونه «انذار» مخصوص پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مى باشد و هدايت از آنِ امام(عليه السلام)در صورتى كه پيامبر نيز، هادى و راهنماى امت است؟ و به