قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٨ - بررسى معناى استوا
استيلا، مانند سرير قدرت، سرير عدالت، سرير سلطنت بيايد منظور از آن، تسلط و احاطه قدرت خواهد بود; چنان كه شاعر عرب زبانى مى گويد:
قد استوى بشر على العراق من غير سيف ودم مهراق;
بشر بر كشور عراق مسلط گرديد در حالى كه نه شمشيرى كشيد و نه خونى ريخت.
تا اين جا معناى عرش و استوا به طور كلى از نظر لغت و قرآن روشن گرديد و اين كه اگر لفظ «استوى» با حرف «على» استعمال شود[١] ناچار مقصود از آن همان استيلا و احاطه خواهد بود; يعنى خدا بر عرش خويش استيلا و تسلط يافت، ولى بايد ديد مقصود از عرش چيست؟ درباره حقيقت عرش احتمالاتى داده اند كه از نظر خوانندگان گرامى مى گذرانيم:
الف) عرش همان فلك نهم است كه بر تمام افلاك احاطه دارد، ولى چون افلاك نه گانه مولود انديشه ناقص بشرِ دوران بطلميوس بوده است، ديگر نبايد در بى پايگى اين نظر سخن گفت.
ب) سراسر جهان هستى ـ اعم از مجرد و مادى ـ [٢] و نتيجه استيلاى بر سراسر جهان هستى موجب تدبير و تنظيم جهان وجود و اطلاع به آن چه در آن جا مى گذرد مى باشد و معناى (ثُمَّ اسْتَوى على العرش) اين است كه، بر سراسر هستى، كه ملك خداوند و مهد سلطنت و حكومت اوست، استيلا يافت و قدرت وى بر تمام عوالم محيط گرديد.
اگر در برخى از آيات، «عرش» در مقابل آسمان ها واقع شده;مانند(مَنْ رَبُّ )
[١] هرگاه پس از لفظ مزبور، كلمه «الى» وارد گردد، در اين صورت علاوه بر تسلط، مفيد معناى «انتها» نيز خواهد بود; مانند(ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَهِىَ دُخانٌ); «سپس تدبير خود را متوجه آسمان نمود، در حالى كه به صورت گاز بود». [٢] شرح اعتقادات صدوق، چاپ تبريز، ص ٢٩.