قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤
دانست; زيرا نمى توان اطلاعات وسيع وگسترده پيامبر درس نخوانده را از عالم خلقت ـ كه فقط دانشمندان عصر حاضر در پرتو آلات و ابزار علمى بر آنها دست يافته اند ـ معلول تصادف دانست و گفت اين حقايق علمى بى اختيار بر زبان گوينده قرآن جارى شده است، هم چنان كه نمى توان آن را اثر اطلاعات زمان دانست; چون در زمان نزول قرآن از اين علوم و اطلاعات اثرى نبود; بلكه چاره اى جز اين نيست كه بگوييم: آفريننده جهان همه اين اطلاعات را در اختيار او نهاده و از اين طريق، برگى زرين بر برگ هاى پر افتخار قرآن و تاريخ پيامبر اكرمصلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم افزوده است.
در تطبيق آيات قرآن بر اكتشافات عصر حاضر دو راه افراط و تفريط وجود دارد كه بايد از هر دو پرهيز كرد:
١. گروهى در تطبيق آيات قرآن بر علوم و دانش هاى روز، آن چنان افراط مىورزند كه تو گويى قرآن جز براى تشريح اسرار آفرينش و بيان روابط موجودات مادى، هدف ديگرى ندارد در صورتى كه قرآن زندگى دنيوى را زندگى ناچيز و حيات و زندگى حقيقى را از آن سراى ديگر مى داند.[١]
بنابراين دليلى ندارد كه قرآن تنها براى آموزش چنين مسائلى آمده باشد و يا توجه آن به اين بخش، ديگر بخش ها و اهداف معنوى قرآن را تحت الشعاع خود قرار دهد.
٢. گروهى از تشريح آيات مربوط به آفرينش انسان و جهان سخت امتناع ورزيده و هرگز حاضر نيستند آيه اى از آيات قرآن را به آن چه تاكنون بشر فهميده است، ناظر بدانند و در اين راه كوچك ترين انعطافى از خود نشان نمى دهند و از هر نوع اظهار نظر و تفسير مفاد آيات، خوددارى مى نمايند تو گويى يكى از اهداف قرآن، توجه انسان به اسرار خلقت(آن هم به منظور هدايت به مبدأ و معاد) نيست.
از اين رو تنها آن گروه مى توانند از قرآن بهره كامل ببرند كه در تمام اهداف قرآن، حزم و احتياط، اعتدال و ميانه روى را از دست ندهند و اين همان راهى است
[١] (وَما هِذهِ الحَيوةُ الدُّنْيا إِلاّ لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدّارَ الآخِرَةَ لَهِىَ الْحَيَوانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ); زندگى دنيا بازيچه اى بيش نيست و زندگى حقيقى، زندگى سراى ديگر است اگر بدانند».عنكبوت (٢٩) آيه ٦٤.