قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٥ - دو معناى ديگر عرش
باشد، به آن عرش مى گويند. دقت در معانى آياتى كه لفظ عرش در آنها به كار رفته اين نظر را تأييد مى كند; زيرا در آيات زير، لفظ عرش در سقف و بناهاى بلند به كار رفته است، مانند:
(وَدَمَّرْنا مَا كانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمَهُ وَمَا كانُوا يَعْرِشُونَ).[١]
«آن چه را فرعون و قوم او مى ساختند و خانه هايى را كه بالا مى بردند نابود كرديم».
(...اَنِ اتَّخِذِى مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتاً وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ).[٢]
«به زنبور عسل الهام كرديم كه از كوه ها و درختان و آن چه مردم مى سازند براى خود لانه گيرد».
(أَوْ كَالَّذِى مَرَّ عَلى قَرْيَة وَهِىَ خَاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِهَا...).[٣]
«يا به سان كسى كه از دهكده اى عبور كرد كه خانه هاى آن فرو ريخته بود».
دو معناى ديگر عرش
با اين كه معناى اصلى عرش همان بود كه گفته شد، ولى روى مناسبت هايى در دو معناى زير نيز به كار رفته است:
١. سرير حكومت و تخت سلطنت كه از آن زمامداران مى باشد. مانند (وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ...);[٤] «يوسف پدر و مادر خود را بر تخت نشانيد».
[١] اعراف(٧) آيه ١٣٧. [٢] نحل(١٦) آيه ٦٨. [٣] بقره (٢) آيه ٢٥٩. [٤] يوسف(١٢) آيه ١٠٠.