قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٦ - منطق غلط و نارسا
كه چرا برخى از دستورهاى اسلام با عقايد و احكامى كه از تورات و انجيل تحريف يافته به آنان رسيده بود، مخالف است.
يهوديان شبه جزيره از تعدد «قبله» و از اين كه قبله مسلمانان با آنا فرق دارد و هم چنين مسيحيان از «توحيد» و يگانگى خدا كه درست نقطه مقابل «تثليث» مسيحيت است، سخت ناراحت بودند اصرار داشتند كه پيامبر اسلام از راه و روش آنان پيروى كند در صورتى كه نارواترين تمناهاى بشر اين است كه آرزو كند پيامبر معصوم و تربيت يافته وحى، از كار كسانى پيروى كند كه در برابر خطا و اشتباه، كوچك ترين مصونيت ندارند. پيامبر اكرم مأمور شد در برابر احزاب مخالف، كه قسمتى از برنامه هاى پيامبر را انكار مى كردند،[١] تمناى باطل آنان را با جمله هاى زير پاسخ بگويد:
١. (إِنّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللّهَ وَلاَ أُشْرِكَ بِهِ).[٢]
«از طرف خدا مأمورم كه تنها او را بپرستم و براى او شريكى قرار ندهم(در اين صورت تثليث بر خلاف چيزى است كه من بايد مردم را به آن دعوت كنم)».
دعوت به توحيد و يگانگى خدا، زيربناى دعوت اسلام، بلكه تمام اديان آسمانى است و هر نوع شرك و دوگانگى و تثليث از طرف افراد مغرض، به آيين خدا راه يافته است از اين رو اسلام هنگامى كه مى خواهد پيروان تمام اديان آسمانى را به وحدت و اتفاق دعوت كند دعوت به يگانه پرستى و مبارزه با شرك را اساس اتحاد و اتفاق معرفى مى كند و معتقد است كه از روز نخست خدا داراى يك آيين بوده است و همه پيامبران نيز براى تبليغ همان اعزام شده اند و آن جز آيين توحيد و مبارزه با
[١] چنان كه مى فرمايد: (وَمِنَ الأَحْزابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ) آيه ٣٦ مورد بحث. [٢] اين جمله ناظر به انتقاد از تمناى باطل مسيحيان است كه پيامبر را به تثليث دعوت مى كردند.