قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٠ - اعجاز پيامبر به هوس اين و آن نيست
عصاى موسى و يد بيضاء و شفا دادن بيماران و... ثابت و صريحاً اعتراف كرده كه آنان داراى چنين معجزاتى بوده اند.
ناگفته پيداست در اين موقع ، طبعاً اگر مردم از او معجزه اى مانند معجزات پيامبران گذشته درخواست مى نمودند او نيز به حكم عقل بايد معجزه اى مانند معجزات پيامبران گذشته مى آورد، تا وسيله هدايت مردم را از هر طريقى كه امكان دارد فراهم سازد. هرگاه او در اين صورت، سخن از عجز و ناتوانى به زبان بياورد و بگويد: من، اگر چه مانند ديگران پيامبرم ولى كارى را كه آنان انجام مى دادند، نمى توانم انجام دهم، بى شك چنين سخنى موجب دورى و روى گردانى مردم مى گردد و چنين كارى بر خداوند حكيم، كه خواهان هدايت مردم است محال است و هرگز خداوند به پيامبر خود دستور نمى دهد كه سخنى بگويد كه موجب تفرق مردم گردد، خصوصاً كه پيامبر اسلام را افضل پيامبران و خاتم آنان معرفى كند.
٢. از برخى آيات قرآن استفاده مى شود كه رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) علاوه بر قرآن، داراى معجزاتى ديگر نيز بوده است; مانند آيه (اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ...)[١]; «رستاخيز نزديك شد، و قمر دو نيم گشت».[٢]
٣. روايات متواترى كه محدثان اسلامى درباره معجزه پيامبر اسلام گرد آورده اند بزرگ ترين سند بر وجود اين نوع اَسناد و دلايل مى باشد.
با توجه [٣]به اين مطالب بايد ديد مقصود از آيه كه مى فرمايد: «كافران به پيامبران اعتراض مى كنند كه چرا بر او آيه اى نازل نمى گردد» چيست؟ آيا به راستى اين آيه دلالت مى كند كه پيامبر داراى معجزه اى جز قرآن نبوده است يا اين كه آيه به اين حقيقت اشاره ندارد، بلكه هدفى دارد كه در ذيل بيان مى شود:
اصولاً بايد توجه نمود كه هدف از اعجاز چيست؟ آيا هدف از معجزه، جز
[١] قمر (٥٤) آيه١. [٢] مشروح اين بحث را در كتاب هاى عقايد و تفسير مطالعه بفرماييد و با دلايل روشن ثابت شده است كه مقصود، دو نيم شدن ماه در زمان خود پيامبر است. [٣] جامع ترين كتابى كه از طرف محدثان شيعه در اين باره نوشته شده است كتاب مدينة المعاجز اثر سيد هاشم بحرينى است.