قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٣ - مقدمه
در موضوع حكميت ابوموسى و عمروعاص كه گروهى از ياران نادان بر آن حضرت تحميل كردند و امام(عليه السلام)نيز بعد از اصرار آنان به آن تن داد واندكى نگذشت كه ياران وى از خواب سنگين جهل و نادانى بيدار شدند و فهميدند حكميت اين دو نفر مصلحت نبوده و آن گاه با اصرار زياد از حضرتش خواستند پيمان خود را با معاويه در اين موضوع ناديده بگيرد، حضرت با عصانيت فرمود:
«ويحكم أبعد الرضا والعهد ترجع أو ليس اللّه يقول: (وأوفوا بالعهد إنّ العهد كان مسؤولاً);
آيا پس از رضايت و بسته شدن پيمان، از خود و پيمان خود بازگردم مگر خداوند نمى فرمايد: به پيمان هاى خود وفادار باشيد؟».
آيين مقدس اسلام به پيمان مسلمان آن قدر اهميت داده است كه پيمان يكى از آنها را با فرد يا گروهى از دشمن، مانند پيمان همه، تلقى نموده است. اميرمؤمنان فرمود: «ذمّة المسلمين واحدة يسعى بها أدناهم».[١]
فضيل بن زيد با سربازان خود قلعه اى را به نام «سهرياج» محاصره كرد. آنان تصميم داشتند يك روزه آن را فتح كنند. پس از چند ساعت زد و خورد، سربازان مسلمان براى استراحت به لشكرگاه خود رفتند، تا پس از رفع خستگى دوباره براى پيكار آماده شوند. يك سرباز مسلمان از صف سربازان عقب افتاد دشمنان از اين فرصت استفاده كردند با زبان محلى با آن سرباز سخن گفتند و از او امان خواسنتد. سرباز اسلام درخواست آنان را پذيرفت و امانى نوشت و به آنان تسليم كرد.
موقعى كه لشكر اسلام آماده جنگ شدند و به طرف قلعه حركت كردند بر خلاف انتظار مشاهده نمودند كه دشمنان با اطمينان خاطر در قلعه را گشوده و به خارج قلعه آمده اند، امان نامه سرباز را روى دست گرفته و گفتند: اين امان
[١] مستدرك الوسائل، ج٢، ص ٢٥٠.