قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٦ - دشمنان حق
«منزه است خداى من، من بشرى پيام رسان بيش نيستم».[١]
٣. كسانى كه سرشت آنان با عناد و لجاج و عداوت و دشمنى با حق و حقيقت، عجين گرديده هر نوع آيت و نشانه اى ببينند، نه تنها ايمان نمى آورند، بلكه بر عناد و مقاومت نا به جاى خود در برابر حق مى افزايند. قرآن درباره اين افراد به مناسبت هاى گوناگونى سخن گفته است; مثلاً درباره گروه لجوج يهود چنين مى فرمايد:
(وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَة مَاتَبِعُوا قِبْلَتَكَ...).[٢]
«اگر براى اهل كتاب (مقصود در اين آيه يهود است) هر نوع معجزه اى بياورى، هرگز از قبله تو پيروى نمى كنند».
آيه مورد بحث، روح عناد و لجاجت آنان را به رساترين و بليغ ترين جمله ها ترسيم نموده و مى فرمايد: هرگاه با قرآن، عظيم ترين و بزرگ ترين كارها انجام گيرد; كارى كه به تصديق همه افراد بشر از حدود توانايى انسان عادى بيرون است; مثلاً كوه ها از جاى خود كنده شوند، زمين شكافته شود، مردگان به سخن درآيند و... باز اين گروه لجوج و عنود، ايمان نياورده و بر مقاومت خود در برابر حق مى افزايند و بيمارى اين گروه به حدى رسيده است كه با هيچ دارويى نمى توان آن را معالجه نمود.
هرگاه پيامبر، ماه را هم، در برابر ديدگان آنان بشكافد، تازه مى گويند سحر و جادوى هميشگى اوست![٣]
قرآن چهره دشمنى آنان را با حق و حقيقت، در آيه ديگرى كه از جهاتى شبيه آيه مورد بحث ماست، ترسيم نموده و مى فرمايد:
[١] در تفسير آيه هفتم اين سوره، در مورد اين گروه به گستردگى سخن گفتيم. [٢] بقره(٢)آيه ١٤٥. [٣] قمر (٥٤)آيه ٢و ٣.