قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٣ - احاطه و تسلط خداوند بر هر موجودى
بيمارى واگيرى سراسر جامعه ها را فرا گرفته بود، دلايل متعددى وارد شده است. در اين آيه پس از شناسايى خدا، با جمله (أَفَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْس); «آيا كسى كه از اعمال همه افراد آگاه است» به اصل استدلالى كه شرك را به سه صورت و سه احتمال تصوير مى نمايد اشاره نموده است; به عبارت ديگر پيش از ابطال دوگانه پرستى، نخست بايد خداى خود را بشناسيم تا بعداً درباره شريك داشتن و نداشتن او سخن بگوييم: خدا از نظر قرآن وجودى است «بى نهايت در بى نهايت» و از هر جهت كه فرض كنيم حدى ندارد; جايى نيست كه نباشد و زمانى نيست كه وجود نداشته باشد.
بنابراين چنين وجود نامحدودى بر همه چيز مسلط و از همه چيز آگاه است و از دانه شنى كه در يكى از بيابان هاى سوزان جا به جا شود و يا برگى كه از درختان جنگل هاى تاريك و وحشت زا بريزد و يا پديده اى كه در دور افتاده ترين كرات آسمانى پديد آيد و از افعال و كردار هر شخصى، مطلع و آگاه است و علمى محيط ونافذ دارد. قرآن اين حقيقت را با جمله (أَفَمَنْ هُوَ قَائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْس); «آيا كسى كه مراقب اعمال هر فردى است(براى خدايى شايسته است يا آنها كه به سان او نيستند)» بيان كرده است.
ممكن است كه جمله (قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْس) علاوه بر احاطه علمى، كه از آنِ خدا بر موجودات است، اشاره به قيام و بستگى همه موجودات به ذات خداوند باشد; زيرا همه اشيا به وجود او قائم بوده و از هر نظر به او بستگى كامل دارند و اگر يك لحظه، ارتباط آنان با مقام ربوبى قطع گردد، همگى فانى و نابود مى شوند و از راه تشبيه ناقص، بايد گفت موجودات جهان، به سان چراغ هاى پرنورى هستند كه در كوچه و خيابان، غوغايى از نور برپا مى كنند ولى اين غوغا، از خود آنان نيست و همگى مربوط به دستگاه مولد برق و به آن قائم است; اگر يك لحظه ارتباط آنان با