قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٥ - برهان فلسفى براى ابطال شرك
يك مشت سنگ و چوب خشك و بى روح ناتوان كجا!
٢. ( أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِى الارْضِ ); «يا اين كه براى خداوند از شركايى در روى زمين خبر مى دهيد كه او از آنها خبر ندارد». يعنى هرگاه شركاى خداوند، «لات» و «هبل» نيست، بلكه موجودات ديگرى در روى زمين است، قطعاً خداوند به حكم اين كه بر همه چيز محيط و از همه جا آگاه است، بايد از آنها اطلاع داشته باشد، در صورتى كه او از چنين شركايى خبر ندارد; به عبارت ديگر، هرگاه براى جهان آفرينش مدبر ديگرى چون خداوند باشد، بايد شريك از تدبير و همكارى شريك خود آگاه گردد، در صورتى كه چنين نيست و او به حكم (قَائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْس) بر همه موجودات، محيط و به تنهايى مدبر است و در تدبير خود، به چيزى نياز ندارد.
قرآن مجيد، اين قسمت از برهان ابطال شرك را در جاى ديگر نيز يادآور شده مى فرمايد: (قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِى السَّمواتِ وَلاَ فِى الأَرْضِ...)[١] (با شرك و دوگانه پرستى خود، خدا را از وجود شريكى خبر مى دهيد كه او از وجود چنين شريكى براى خود در آسمان و زمين خبر ندارد).
٣. (أَمْ بِظَاهِر مِنَ الْقَوْلِ). (يا اين كه موضوع شريك داشتن خدا يك نوع تظاهر به شيوه نياكان و پيروى از روش آنهاست و هرگز از صميم دل، آن را باور نداريد).
چنان كه در جاى ديگر نيز چنين فرموده است:
(إِنْ هِىَ إِلاّ أَسْمَاءٌ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ...).[٢]
[١] يونس(١٠) آيه ١٨. [٢] نجم (٥٣) آيه ٢٣.