قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٨ - ايمان به خدا و عوامل اضطراب
يونگ، روانكاو معروف و معاصر در كتاب انسان معاصر در طلب روح مى نويسد: در مورد بيماران روحى كه از ٣٥ سال به بالا داشتند; حتى يك نفر هم يافت نمى شد كه مشكل روانى او در آخرين مرحله تحليل، به ايمان مذهبى مربوط نگردد. بهتر است بگوييم كه هر فرد از آنان به علت فقدان آن چه دين زنده به اشخاص مى دهد، بيمار شده اند و هيچ كس از آنها كه نظر دينى و مذهبى خويش را باز نيافتند واقعاً درمان نشده اند.[١]
البته اعتقاد به تقدير خداوند بزرگ بدين معنا نيست كه در برابر هر نوع فشار و سختى هاى اجتماعى، كه مخلوق جامعه هاى فاسد است، دست روى دست بگذاريم و انواع بيدادگرى ها را به عنوان صبر و شكيبايى در برابر تقدير تحمل نماييم; زيرا هدف مذاهب از اعتقاد به تقدير و قضا، درباره آن گونه مصايب و شدايدى است كه از قدرت انسان بيرون بوده و از قلمرو انديشه و خيال و فعاليت او خارج مى باشد; مانند مرگ عزيزان و ديگر حوادث بد كه قابل پيش بينى نيست. ولى آن دسته از بدبختى ها و بيچارگى ها، كه معلول وضع غلط اجتماع انسانى است، هرگز مربوط به تقدير الهى و قضاى خداوندى نيست; بلكه ريشه آن را بايد در دل اجتماع فلاكت بار خود جستجو نمود و تغيير اين تقدير و دگرگون ساختن اين قضا به دست خود ماست و از اين طريق، سومين مشكل بشر، حل شده و مى تواند در برابر حوادث تلخ روزگار، سنگين و بردبار و ثابت و با وقار باشد.
٤. مذهب در سايه اعتقاد به معاد، رشته زندگى را به دوران پس از مرگ مى كشاند و مرگ را، دروازه ابديت قلمداد مى كند و فرشته اى را كه مأمور گرفتن جان هاست پاسدار آن دروازه مى داند و از اين طريق، به زندگى مادى بشر رونق و طراوت خاصى مى بخشد و زندگى را در كام پيران و سالخوردگان و گروه هاى
[١] جهان ماديات، ص ٤١.