قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٥ - بهانه جويى مشركان
يكديگر ندارند، قائل باشند، بلكه هر كجا شرك و «ثنويت» و دوگانگى بوده مربوط به موضوع خالقيت و يا تدبير جهان آفرينش و لااقل تقرب و وسيله جويى بوده است و بس.
از آن جا كه اذهان عرب جاهلى به انواع شرك آلوده بود، انتقاد دوم بيش از اشكال نخست بر قلوب آنان اثر مى گذاشت و بر اثر قدرت تخديريى كه اين ايراد داشت، قرآن مجيد در همين سوره در سه مورد[١] به ردّ انتقاد آنان پرداخته و قدرت پيامبران را در انجام هر كارى و آوردن هر معجزه اى به اذن خدا مشروط دانسته است و در همين آيه مورد بحث مى فرمايد:
(...وَمَا كَانَ لِرَسُول أَنْ يَأْتِىَ بِآيَة إِلاّ بِإِذْنِ اللّهِ...).
«هيچ پيامبر بدون اذن خدا، نمى تواند آيت و معجزه اى بياورد».
زيرا پيامبر، بشر است و بشر از هر نظر قدرت محدود و متناهى دارد و به علاوه همين قدرت محدود را نيز از مقام بالا مى گيرد و آن چنان نيست كه او تابع اراده هاى كودكانه مردم باشد كه هر معجزه اى ـ و لو براى تفريح و سرگرمى و پس از آوردن معجزات ديگرى كه حجت را براى افرادِ بى نظر تمام مى كند ـ بخواهند موظف به انجام آن باشد، بلكه قدرت و توانايى او محدود و مشروط به اذن خداست و خدا در مواردى اجازه مى دهد كه معجزه وسيله هدايت باشد نه سرگرمى و يا اين كه حجت از طريق ديگر و با آوردن معجزات ديگر تمام نشده باشد.
ولى هرگاه معجزه خواهى گروهى براى سرگرمى يا لجاجت و عناد باشد و يا اين كه حقانيت پيامبرى از طرق و معجزات ديگرى (مانند قرآن) ثابت شود ديگر دليل ندارد بر پيامبر واجب باشد خواسته آنان را پاسخ گويد و يا خدا به او اجازه انجام چنين كارى بدهد.
[١] آيه ٧ و ٢٧ و آيه مورد بحث.