قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٥ - اعجاز پيامبر به هوس اين و آن نيست
عبارت ديگر، پيامبر و امام هر دو هم مقام «انذار» را دارند و هم مقام «هدايت» را. استاد عالى قدر علاّمه طباطبايى در الميزان جمله اى دارند كه مى تواند روشنگر پاسخ اين پرسش باشد. ايشان مى فرمايد:
«منذر» آن راهنما را مى گويند كه راهنمايى او توأم با ادعاى نبوت باشد، ولى «هادى» به آن راهنما مى گويند كه دعوى نبوت نداشته باشد در اين صورت مقصود از «منذر» نبى و پيامبر خواهد بود و مراد از «هادى» جانشين او; زيرا راهنمايى پيامبر همواره توأم با ادعاى نبوت مى باشد و هرگز صرف راهنمايى نيست، بلكه آن امام است كه هدايت او، مجرد از دعوى نبوت مى باشد.[١]
در احاديث به اين پرسش به طور ديگرى پاسخ گفته شده است و آن اين كه، مقصود از «هادى» در اين آيه مطلق راهنما نيست تا گفته شود پيامبر نيز هادى امت و راهنماى مردم است، پس چرا هدايت در اين آيه از آن جانشينان پيامبر شمرده شده است; بلكه مقصود از آن، هدايت است به آن چه پيامبرى آن را آورده است. امام باقر(عليه السلام) در تفسير اين آيه مى فرمايد:
«ولكلّ زمان منّا هاد يهديهم إلى ما جاء به نبيّ اللّه;[٢]
در هر زمان از خاندان وحى، راهنمايى است كه مردم را به آن چه پيامبر خدا آورده است رهبرى مى نمايد».
بنابراين تفسير، مقصود از «هادى» جز امام و جانشين او نمى تواند باشد. توضيح اين سخن اين است كه، پيامبر در حقيقت پايه گذار انقلاب و نهضت است و امام جانشين و رهبر انقلاب پس از درگذشت او مى باشد; زيرا هر نوع انقلاب هر چه هم به ثمر برسد و درخشندگى خاصى پيدا كند در هر حال، به وجود رهبرى
[١] الميزان، ج١١، ص ٣٥٩. [٢] تفسير برهان، ج١٠، ص ٢٨٠.