قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٦ - اعجاز پيامبر به هوس اين و آن نيست
نيازمند است كه پس از درگذشت بنيان گذار، رهبرى انقلاب را به عهده بگيرد و موانع پيشرفت را از سر راه آن بردارد و با الهام از اصول انقلاب، مشكلات آن را براى مردم توضيح دهد و تفسير نمايد; به عبارت ديگر، پيامبر پايه گذار دين و امام، حافظ و مدافع و مبين تعاليم پيامبر است. در اين صورت صحيح است بگوييم مقصود از «هادى» همان امام است كه روشن كننده آيين است.
مفسر عالى قدر شيعه، مرحوم على بن ابراهيم در مقام بيان اختصاص هدايت به امام اين نكته را خاطر نشان مى سازد و مى گويد: مقصود از هادى، همان مبيِّن مجملات آيين است و طبعاً اين مقام در اختيار امام خواهد بود. آن گاه آياتى را مى آورد كه لفظ هدايت در آنها به معناى بيان كردن به كار رفته است از آن جمله آيه (وَأَمّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ...) أى بيَّنا لَهم...;[١] يعنى براى ايشان بيان كرديم.
مؤيد نظر سوم كه در روايات وارد شده است اين است كه قرآن در برخى از موارد كه در مورد «امام» سخن مى گويد، بلافاصله مسأله هدايت و راهنمايى را پيش مى كشد و مى رساند كه هدايت و رهبرى مردم از شؤون امام مى باشد; مانند:
(وَجَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا...).[٢]
«آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به امر و فرمان ما، مردم را با كمال بردبارى و استقامت، هدايت مى نمايد».[٣]
سؤال ديگر : ممكن است گفته شود آيا مقام هدايت و راهنمايى فقط از آن حضرت على(عليه السلام) است يا اين كه پيشوايان گرامى ديگر، بلكه اوصياى تمام پيامبران نيز راهنمايان مردم هستند؟
[١] فصلت(٤١) آيه ١٧. [٢] سجده(٣٢) آيه٢٤. [٣] گروهى از پيامبران علاوه بر منصب نبوت داراى مقام امامت نيز بودند.