انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٧
عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ* قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ* قَالَ يَا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ» «١»
هنگامى كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در روى زمين، جانشينى قرار خواهم داد. فرشتگان گفتند (پروردگارا) آيا كسى را در زمين قرار مىدهى كه فساد و خونريزى كند (اگر هدف از آفرينش انسان عبادت و بندگى و تسبيح و تقدس توست) ما تو را عبادت و بندگى كرده، و به تقدس تو مىپردازيم. پروردگار فرمود: من حقايقى مىدانم كه شما نمىدانيد. سپس علم اسماء (موجودات زنده عقلانى در عالم غيب، «٢» يا كليد فهم و درك همه چيزها «٣»، يا نام همه موجودات حتى كوهها و ظرفها و يا نامهاى چهارده معصوم (ع)، «٤» يا علم اسرار آفرينش و نامگذارى موجودات «٥») را همگى به آدم آموخت. سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مىگوييد، اسامى اينها را برشماريد. فرشتگان عرض كردند: منزهى تو، ما چيزى جز آنچه به ما تعليم دادهاى، نمىدانيم (و در حقيقت استعداد اين علوم در ما نيست، و معترفيم كه آدم موجودى است شايستهتر از ما، و اعتراف مىكنيم) تو توانا و حكيمى. (خداوند) فرمود: اى آدم آنها را از اسامى (و اسرار) اين موجودات آگاه كن. هنگامى كه