انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤
فاضله و رذيله و سعادت و شقاوت آن، جداى از شناخت مرضها و دواهاى آن نيست، و با اين شناختها انسان بطور عادى مشغول اصلاح نفس و رسيدن به سعادت حقيقى مىشود و اين راه نزديكتر است، زيرا اين مقدّمات در خود انسان موجود است. «١» از اين رو، حضرت علىّ (ع) فرمود:
«مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ، عَرَفَ رَبَّهُ» «٢»
كسى كه خود را بشناسد، خدا را شناخته است.
و نيز فرمود:
«الْمَعْرِفَةُ بِالنَّفْسِ أَنْفَعُ الْمَعْرِفَتَيْنِ» «٣»
شناخت خود پرسودترين دو معرفت است.
در ظاهر، اين دو معرفت، شناخت آيات آفاقى و انفسى مىباشد كه در سوره فصّلت «٤» و ذاريات «٥» به آن تصريح شده است و در اين رابطه روايتهاى زيادى موجود است، اما به همين مقدار بسنده مىكنيم. «٦»
ارتباط انسانشناسى با راهنماشناسى
اعتقاد به اينكه در ميان انسانها بايد افرادى باشند تا با عالم غيب تماس داشته و به مقام نبوّت و رسالت رسيده باشند، با شناخت انسان ارتباط