انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٣
بد، تمايلات خير و شرّ، كششها و جذبههاى مختلف به دقت بررسى مىشود. آنها معتقدند كه اگر انسان هزاران علم و فن بياموزد، اما خود را نشناخته باشد، ارزشى ندارد.
انسان در نزد عرفاى اسلامى، موجود گرانقدر و عظيمى است كه بهسوى تكامل و ترقى پيش مىرود، بگونهاى كه مىتواند فردى ممتاز و از هر جهت مورد رضايت و پذيرش الهى قرار گيرد. يكى از امورى كه در عرفان اسلامى و عرفان تمامى مكتبهاى شرق و غرب قابل قبول است و هر انديشه و نظام عرفانى نظر خويش را به آن معطوف داشته و به صورت يك آرمان به آن پرداخته «انسان كامل است؛» حتى آن عده از مكتبهايى كه به دروغ از معرفت و عرفان سخن مىگويند، ادّعا مىكنند كه مىتوانند افراد را با وفادارى به مكتبشان به كمال انسانى (انسان كامل) سوق دهند.
بحث انسانشناسى در تاريخ عرفان اسلامى، اولين بار در آثار محىالدين عربى مطرح شد و پس از او ديگر عرفا درباره او سخن گفتند.