انسان شناسى

انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣١

پروردگارت را عبادت كن تا يقين برايت حاصل شود. مفسران درباره مراد از يقين دو نظريه ارائه كرده‌اند، يكى به معناى مرگ، يعنى خدا را بندگى كن تا اين كه مرگت فرا رسد. «١» و ديگرى به معناى يقين قول دوّم، شاهد گفتار ماست. با اين وصف، معناى آيه چنين مى‌شود: خدا را پرستش كن تا به يقين برسى. «٢» پس يقين، ثمره مهم واساسى عبادت، و مرتبه كمال آن به حساب مى‌آيد. ناگفته نماند، اين بدان معنا نيست كه اگر بنده به مقام يقين رسيد، ديگر نيازى به عبادت ندارد، چنانچه برخى از فرقه‌هاى صوفيه چنين پندار باطلى دارند، بلكه مراد اين است كه راه رسيدن به يقين، آن هم از نوع يقين شهودى، عبادت و تقوا و تزكيه نفس از زشتيهاى اخلاقى است؛ چه اينكه اگر اتصال و ارتباط انسان با خدا از طريق عبادت، حتى براى مدت كوتاهى قطع شود، بطور حتم نور ايمان و يقين او كاهش مى‌يابد. ناگفته نماند، گر چه علم حصولى يا يقين استدلالى كه از راه برهان و استدلال نصيب انسان مى‌شود، كمال علمى به حساب مى‌آيد، ولى همان گونه كه عرفاى اسلامى مى‌گويند: «پاى استدلاليان چوبين بود» اين علم نسبت به نور يقين (يا معرفت شهودى و بصيرت دينى حاصل از عبادت و تقوا) مقدمه و وسيله محسوب مى‌شود. «٣» از جمله آياتى كه بصراحت‌