انسان شناسى

انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٥

حاصل كنش متقابل بين آن دو است. البته بعد از اين خواهيم گفت، در عين حال كه تأثير اين دو عامل در اعمال و رفتار انسانى از جانب دين پذيرفته شده است، ليكن عامل سومى به نام اختيار در جنب آن دو قرار دارد و اين‌گونه نيست كه تمامى رفتارهاى انسانى بگونه‌اى جبرى برخاسته از محيط و وراثت باشد و انسان هيچ اراده‌اى در تصميم‌گيرى و ا عمال خويش نداشته باشد. بسيارى از حوادث تاريخى مؤيد اين مطلب است كه اراده و اختيار انسان برخلاف جريان محيط عمل كرده است؛ ايمان بسيارى‌از مؤمنان كه برخلاف جوّ حاكم بر محيط آنان عمل كرده‌اند، از اين قبيل مى‌باشد و خروج اصحاب كهف از زادگاه كفرآلودشان گواهى روشنى بر اين مدعاست. الف- محيط يكى از عوامل مهمّ بهسازى يا انحراف شخصيت، محيط است. در تعريف آن مى‌توان گفت: تمامى افراد و فضاهايى كه انسان از دوره جنينى تا مرگ، با آنها در ارتباط مى‌باشد و به‌گونه‌اى با او پيوند دارد، محيط شخص محسوب مى‌شود. بسيارى از خلق و خويها، رفتارها، آداب و سنتها، هنجارها و ناهنجاريها برخاسته از تأثير محيط بر شخصيت فرد مى‌باشد. هر فردى به تناسب رشد جسمانى و روحى با نوعى محيط خاص در ارتباط است كه از جنين شروع شده، سپس به ترتيب در خانواده، محله، مدرسه، محل كار و اجتماع ادامه مى‌يابد و هر يك از آنها به‌گونه‌اى در روحيه و رفتار حتى در ايمان او تأثير مى‌گذارد، بويژه محيط خانواده و دوستان.