انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥
دارد، زيرا هنگامى كه در وجود انسان دقّت كنيم، مىيابيم كه او موجودى با اختيار است كه بهسوى كمال و سعادت مىرود و رسيدن به كمال واقعى جدا از پيمودن راه سعادت امكان ندارد، و شناخت دقيق راه سعادت جز از طريق ارتباط با عالم غيب امكان ندارد و گرنه در ميان متفكّران در اين مورد اختلافى نبود؛ پس به يك راه دقيق و مطمئن نياز است كه او را به سعادت حقيقى برساند و آن جز با گرفتن وحى از عالم غيب بهواسطه انسانى شايسته امكان ندارد.
ارتباط انسانشناسى با معادشناسى
اگر انسان را داراى روحى بدانيم كه مىتواند بعد از نابودى بدن باقى بماند، مىتوانيم معاد را كه برگشت روح به بدن است، براى رسيدن به جزا و پاداش اعمال نيك و بد و نير رسيدن به كمال مطلق بپذيريم، ليكن اگر او را به جسم محدود كرديم كه بعد از مدتى نابود و فانى مىگردد، نمىتوانيم معاد را اثبات كنيم پس اثبات معاد رابطه مستقيم با شناخت نفس و ابعاد وجودى او دارد.
ارتباط انسانشناسى با مسائل اخلاقى
شناخت صفات پسنديده و لايق انسان و اتّصاف او به آنها و در مقابل، شناسايى اخلاق نكوهيده و ناپسند، و تهذيب و پاك كردن نفس از آنها درصورتى امكانپذير است كه انسان را با همه ابعاد وجودى او بشناسيم.
بر همين اساس بعضى از نويسندگان كتابهاى اخلاقى، بخشى از كتاب