انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١
قسم به نفس انسان و آن خدايى كه او را بطور كامل آفريد پس پليديها و خوبيها را به او الهام كرد، بتحقيق رستگار شد انسانى كه نفس خويش را تزكيه نمود و بدبخت شد كسى كه نفس خود را تزكيه نكرد.
اين آيات، سعادت و رستگارى را با يازده سوگند براى اصلاح نفس مىداند، نه براى بدن، همان طور كه شقاوت و بدبختى را براى نفس به حساب مىآورد.
٣- «يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَنْفُسَكُمْ لايَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ» «١»
اى مؤمنان مراقب خود باشيد كه وقتى هدايت يافتيد گمراهان به شما آسيبى نمىرسانند.
روشن است كه گمراهى و راهنمايى هيچ ارتباطى به بدن انسان ندارد.
گمراهان، بدنشان را گمراه نكردهاند و گاهى از نظر بدنى و حالات جسمى خيلى هدايت يافتهتر از ديگران مىباشند. گمراهان گاهى ضرر و زيان بدنى به هدايت يافتگان مىزنند، ليكن ايشان تا وقتى كه در راه هدايت باشند گمراهان ضررى به نقس و روح آنها نمىتوانند، بزنند. پس، از اين آيات استفاده مىشود كه اصالت با نفس انسانى است.
٤- از امام صادق عليه السلام نقل شده كه امير مؤمنان (ع) فرمود:
«أِصْلُ الْانْسانِ لُبُّهُ و عَقْلُهُ دينُهُ» «٢»
اصالت انسان به خرد اوست و عقل او دينش است.