انسان شناسى

انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٧

خلاصه‌ همه موجودات جهان آفرينش بنا به غريزه ذاتى به نوعى در برابر هستى بخش يكتا كرنش كرده، او را تسبيح مى‌گويند. در اين ميان، انسان به عنوان اشرف مخلوقات وظيفه بس سنگين‌ترى دارد. غرض از آفرينش انسان به گواه قرآن كريم، تنها بندگى خداوند بزرگ است. اينكه خداوند غرض از آفرينش انسان را بطور مستقيم به خودش نسبت مى‌دهد، مى‌رساند كه غرض از خلقت انسان فقط عبادت است. عبادت وعبوديت هردو به معناى تذلل همراه با تقديس است، ولى عبادت در رساندن معنا رساتر است. عبادت به دو معناست: عبادت به تسخير، و عبادت به اختيار. نوع اخير مخصوص انسان است كه داراى اختيار و شعور و آگاهى عقلانى است، و از طريق عبادت خدا سزاوار پاداش اخروى مى‌شود. همه اعمال و عبادات متعارف (و غير متعارف) دينى در يك چيز بگونه اشتراك معنوى مشتركند، و آن: اظهار تذلل و تضرع به درگاه خداوند، و فقط به او دلبستن و عشق ورزيدن، و از غير او دل كندن و بريدن است. يكى از علل مهم پرستش خدا شكرگزارى در برابر نعمتهايش مى‌باشد، و دو نعمت بزرگ آفرينش و هدايت انسان، وظيفه شكرگزارى‌اش را نسبت به خدا سنگين‌تر مى‌كند. يكتايى خدا و عظمت و بزرگى بينهايتش نيز اقتضا مى‌كند كه انسان در پيشگاه او سجده و كرنش كند و براى اينكه بتواند مسير تكامل و سازندگى را بپيمايد تا به هدف نهايى آفرينش خويش نايل آيد، بايد خدا را بپرستد. حس مذهبى و نياز فطرى انسان به پرستش معبود حقيقى، نيز او را وا مى‌دارد تا تنها خدا را بپرستد و فقط به او عشق بورزد.