انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٦
بخش عمده تأكيدان اسلام در رابطه با تعديل و جهت دادن به ارتباطاتى است كه مىتواند به گونهاى در هدايت يا گمراهى او مؤثر واقع شود، زيرا بديهى است كه زندگى فرد با منافع و حيات ديگران در پيوند مىباشد و از طرف ديگر انزواطلبى، مطرود شمرده شده و انسان نيز چارهاى جز گزينش محيطهاى مختلف زندگى ندارد. در اين راستا، روايات زيادى از امامان معصوم (ع) درباره گزينش دوست خوب، همنشينى با مؤمنان، پرهيز از مجالس لهو و بىفايده و پرهيز از رقابت با انسانهاى فاخر و شرور، رسيده است يا در مورد تربيت فرزندان به پدر و مادر توصيه شده كه اخلاق خود را نيكو سازند تا فرزندان در محيط پاك و سالم پرورش يابند، چرا كه مصونيت از گناه در محيطى كه انسان را به فساد دعوت مىكند بسى مشكل است.
ب- وراثت
وراثت نيز مىتواند در ساختن ويژگيهاى شخصيتى و ساختارى فرد تأثير داشته باشد و در تعريف آن مىگويند: خصوصيات و صفاتى است كه فرزندان از پدر و مادر خود مىگيرند و آن يا در ويژگيهاى بدنى مانند قد، ساختار استخوانى، رنگ مو و چشم يا در جنبههاى روانى نظير توانايى ذهنى، خلق و خو و استوارى هيجانى مىباشد. «١» البته بايد خاطرنشان ساخت كه صفات اكتسابى پدر و مادر قابل انتقال نبوده و اينگونه نيست كه اگر پدر داراى حرفه يا علم خاصى باشد، بطور حتم فرزندان وى نيز چنين باشند.