انسان شناسى

انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٠

حكمت و فلسفه دست يازيدند. اگر اين گرايش در انسان نبود، اين همه خلاقيتها در زمينه‌هاى متفاوت به مَنَصه ظهور نمى‌رسيد هر فردى از دوره طفوليت تا پيرى، در صدد پاسخ‌يابى براى سؤالات گوناگونى است كه برايش مطرح شده و با پرداختن به اين سؤالات علوم بشرى را تكامل بخشيده است. ب- خير اخلاقى: هر فردى در درون خويش توجهى به فضيلتها مى‌بيند، صداقت را امر مطلوبى مى‌شمارد، جزاى احسان و محبت را احسان مى‌داند، از خودگذشتگى در راه هدف را تحسين مى‌كند و گرايش به بسيارى از فضيلتهاى اخلاقى كه بدون تعليم و تربيت آن را يافته در درون خود مى‌يابد و آموزش و تربيت فقط در تقويت يا تضعيف آنها مؤثر است، نه اينكه آن حالت درونى را ايجاد كرده باشد. ج- زيبا پسندى: هر فردى در درون خويش كشش و جاذبه‌اى نسبت به اشياى زيبا كه داراى تناسب و ويژگى فرح‌انگيز باشند، مى‌بيند. در مورد اينكه يك شئ زيبا چه خصوصياتى را بايد داشته باشد، بين انديشمندان اختلاف است، ليكن در اصل وجود احساس زيبايى در انسان كسى ترديد ندارد، حتى اين حس، حاكم و جهت دهنده ديگر تمايلات و غرايز انسانى است. به عنوان مثال، هر انسانى علاوه بر ارضاى غريزه گرسنگى بگونه‌اى در انتخاب غذا و خوراك از حس زيبايى خويش كمك مى‌گيرد و همچنين در خانه‌سازى بر خلاف حيوانها كه كيفيت غذا و خانه‌سازى آنها غريزى بوده و همواره يكنواخت مى‌باشد، از اين حس بهره‌مند مى‌گردد.