انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣
سلولهاى مغز جايگزين شده باشد، انطباق بزرگ در كوچك لازم مىآيد و اين محال است، پس آن صورت اداركى كه به همان شكل درك مىشود، يك حقيقت مجردى دارد كه در مغز مادى جاى نمىگيرد و آن را حقيقت انسانى به واسطه مغز درك مىكند و او بايد مجرد باشد.
اشكال: مغز ما تصاوير كوچكى مانند تصويرهاى ميكرو فيلم مىگيرد و سپس به وسيله فعل و انفعالات شيميايى، آنها را بزرگ مىكند و نيازى به روح و تجرد آن نيست.
پاسخ: ما فعل و انفعالات مغز و وسيله بودن آن را هرگز منكر نيستيم، اما كلام در اين است كه بعد از اين فعل و انفعالات، آن صورت بزرگ چگونه تصوّر مىشود و در كجا جا گرفته و منعكس مىگردد؟ اگر بگوييم اين تصور در مغز انسان مىباشد. در اين صورت بايد تصويرى بزرگ در سلولهاى مغز جاى گيرد كه همان انطباق بزرگ بر كوچك مىباشد يعنى صورت ادراكى در عين حال كه بزرگ است در جاى كوچك جاى گيرد و اين امر محال است. بنابر اين بايد بگوييم: صورت ادراكى كه خصوصيت ماده را ندارد و امرى مجرد است، به وسيله روح مجرّد درك شده است.
يادآورى و بازشناسى
يكى از ويژگيهاى نفسانى ما اين است كه پس از آنكه با پديدهاى رو به رو شديم، آن را درك كرده، سپس به خزانه نفس و حافظه مىسپاريم، ليكن مىتوانيم پس از گذشت زمان، همان را به ياد آورده و بطور كامل تشخيص دهيم كه آنچه به ياد آوردهايم، همان ادراك گذشته ماست، بدون