انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٢
يكديگر خواهد بود و هيچ يك بهتنهايى آن شناختى را كه از جنبه ديگر حاصل مىشود، تأمين نمىكند و هر زوايهاى يك روزنه براى معرفت جديد مىباشد و با جمع شدن همه آنها معلومات كاملى ايجاد مىشود كه ترسيم كننده تصويرى عميق از انسان مىباشد. در زمينه تبيين كرامت انسان، اين راه جامعترين و كاملترين طريق ممكن شمرده شده است.
مولوى تمثيلى را در رابطه با عدهاى كه در تاريكى، اعضاى فيلى را لمس مىكردند بيان مىكند. آنكه پاى فيل را لمس مىكرد، آن را به شكل ستون مىدانست و آن كه گوش فيل را لمس مىكرد، فيل را به شكل بادبزن و آن كه پشتش را لمس مىكرد فيل را به شكل تخت مىپنداشت.
اما وقتى كه چراغ روشن شد و او را ديدند هيچ يك در فيل بودن آن شكى روا نداشتندد. اين تمثيل بهترين شاهد بر اثبات مدّعاى ماست كه بدون شناخت تمامى جوانب يك امر نمىتوان تصويرى كامل و تحليلى صحيح از آن ارائه داد. شناخت واقعى منوط به اين است كه هيچ زاويهاى بر ما پوشيده نباشد و جهل و به هر بخش قضيه، موجب خطا و اشتباه در كلّ معرفت خواهد شد.
انسان شناسى از ديدگاه عرفاى اسلامى
يكى از زيباترين نگرشها به حقيقت انسان، گاهى است كه عرفا به وى دارند. آنان انسان را داراى عمق و ژرفاى بىنهايت مىدانند كه از ظاهر او، فهميده نمىشود، بلكه با تلاش و دقت در باطنش مىتوان به آن حقايق پى برد. در عرفان بر خودشناسى بسيار تكيه شده و آن را منشأ اصلى خداشناسى دانستهاند. در اين علم، اوضاع و احوال درون، قواى نيك و