انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٧
مىباشد. ايشان پس از بحث پيرامون كرامت و فضيلت مىنويسد:
هر يك از دو كلمه تفضيل و تكريم ناظر به يك دسته از موهبتهاى الهى است كه به انسان داده شده است؛ تكريمش به دادن عقل است كه به هيچ موجود ديگرى داده نشد، و انسان به وسيله آن خير را از شر و نافع را از مضر و نيك را از بد تميز مىدهد؛ موهبتهاى ديگرى از قبيل تسلط بر ساير موجودات و استخدام و تسخير آنها براى رسيدن به هدفها، از قبيل نطق و خط و امثال آن نيز زمانى محقق مىشود كه عقل باشد.
تفضيل انسان بر ساير موجودات به اين است كه از آنچه كه به آنها داده، سهم بيشترى به انسان داده است. اگر حيوان غذا مىخورد، خوراك سادهاش از گوشت و يا ميوه و يا گياهان و يا غير آن است، ولى انسان كه در اين جهت با حيوان شريك است، همان مواد غذايى را گرفته و انواع طعامهاى پخته و خام را براى خود ابتكار مىكند كه نمىتوان به شمارهاش آورد، همچنين پوشيدنى و آشاميدنى و آميزش جنسى و طريق مسكن گزيدن در حيوانات و انسان بدين قياس است. «١»
مظاهر كرامت تكوينى
چنانچه گفتيم قرآن روح را به عنوان گوهر اصلى وجود انسان به عنوان يك موجود شريف و كريم معرفى مىكند و آن را منشأ كرامت و فضيلت بر سايرين مىداند، ليكن اين بدين معنا نيست كه زيباييهاى جسم و موزون بودن اين كالبد خاكى در برترى انسان نقش نداشته باشد. بايد گفت: برترى انسان، محصول روح در قالب جسم زيبا و موزون با تركيب