انسان شناسى

انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٠

در باره اينكه حقيقت روح چيست، بايد گفت: همان طور كه در قرآن تصريح شده آگاهى بشر نسبت به آن بسيار ناچيز است، «١» ولى با توجه به آيه‌هاى مربوط به روح، كه در آنها خداوند روح را منسوب به خود دانسته است، روشن مى‌شود كه اصافه روح به خدا بدين معنا نيست كه روح جزيى از خدا مى‌باشد، بلكه از نوع «اضافه تشريفى» است، و نشانگر اوج شرافت و قداست اين مخلوق خداوند است؛ يعنى در انسان از يك عنصر بسيار شريف و ارزشمندى به نام «روح» دميده شد، و آن عنصر از چنان شرافت و قداستى برخوردار مى‌باشد كه سزاوار است روح خدا ناميده شود. مطلب مزبور خود گوياى اين واقعيت است كه گر چه انسان از نظر «مادى» از «خاك تيره» و يا از «آب بى‌مقدارى» به وجود آمده لى از نظر «معنوى و روحانى» حامل «روح الهى» مى‌باشد بگونه‌اى كه انسانيت و اصالت او وابسته به آن است. به عبارت ديگر، همين روح دميده شده در آدم است كه او را سزاوار تقديس و تكريم فرشتگان گردانيد. «٢» مسجود فرشتگان‌ انسان، برگزيده خدا در زمين، شايسته مقام «خليفة اللهى»، برخوردار از مقام والاى علمى «علم اسماء»، متصف به شرافت ذاتى به نام «روح خدايى» است كه دربردارنده استعدادهاى لازم جهت رسيدن به بالاترين درجه تكامل و قرب الهى است. از اين رو سزاوار چنان تعظيم و تقديسى‌