انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧١
مسير هدفدار خويش، نمىتواند بىتفاوت باشد. «١» او مانند حيوانى نيست كه گرسنگى، درد و رنج ديگران او را نيازارد يا نسبت به سرنوشت خود و ديگران بىتفاوت باشد، بلكه در راه اهداف معنوى، تلاش، جوشش، حركت و يا حدّاقل احساس تأسف و درد دارد.
نگرشى جامع به كرامت انسان از ديدگاه علوم
يكى از نكات قابل توجهى كه در زمينه منزلت تكوينى انسان مؤثر است، بررسى انسان از زواياى متفاوت است كه هر انديشمند و متفكرى برحسب تخصص و معرفت خويش، مطرح مىسازد و گوياى ارزشهاى متفاوتى است كه در بشر نهفته است. فيلسوفان انسان را حيوان يا جاندارى عاقل و انديشمند و عرفا انسان را حيوانى عاشق و محبتورز مىدانند و هر يك مىتواند گوياى وجود سرچشمههاى بزرگ در روح انسانى باشد. همچنين دانشمندان تجربى در بين عظمت انسان، او را موجودى ناشناخته و پيچيده مىدانند كه داراى شخصيّت ناگشوده و مبهم است، درحالى كه امامان معصوم عليهم السلام فرمودهاند: هر فردى مىتواند با روشهايى كه عرضه شده، در مسير شناخت خويش گام بردارد و خودشناسى را مستلزم، خداشناسى يا عين آن دانستهاند.
فيزيولوژيستها نيز از ديدگاه فيزيك و طبيعى، جزايى و حقوقى و جامعهشناسها از جنبه اجتماعى، انسان را سنجيده و حاصل تلاش و معرفت خويش را در دسترس بشر قرار دادهاند. بديهى است كه اگر به انسان از زواياى مختلف نگاه شود، هر يك از علوم و معارف مكمّل