انسان شناسى

انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٧

خود و خانواده خويش حمايت كند و قبل از اين مرحله براى او امكان اين مسؤوليت وجود نداشت. همچنين غريزه خود دوستى به عنوان نيروى محرك يا بازدارنده، رفتار جاندار را تعديل مى‌كند و حدود روابط او با ديگر موجودات اطرافش را تعيين مى‌نمايد. انسان شناسى ٦٣ انفعالات ..... ص : ٦٣ بايد به اين نكته اشاره كرد كه چون غريزه بگونه‌اى طبيعى و غير ارادى در انسان وجود دارد بايد براى جلوگيرى از طغيان آن، حدود و ضوابطى مشخص شود. اين امر در اسلام با دستوراتى تعديل شده است و سبب لزوم تربيت دينى و نياز به مربى شده است. غريزه انسان فقط گوياى اين است كه بايد نيازهاى او ارضا شود و بدون نظارت و هدايت دين هيچ مانع مستحكمى براى جلوگيرى از افراط و خطاى آن وجود ندارد. عواطف و مشخصات آن‌ انسان موجودى است كه هم از نيروهاى درونى خود متأثر است و هم از نيروهاى بيرونى. روان‌شناسان آن نيروى درونى را كه در ارتباط با پديده‌هاى خارجى در انسان به وجود مى‌آيد، نيروى عاطفى مى‌نامند. عوامل خارجى در ايجاد اين نيرو مؤثر مى‌باشند به بيان ديگر آنها عواطف را بازتاب محيط در روان انسان تعريف كرده‌اند. به عنوان مثال، وقتى كه فردى به شخص ديگر ظلم مى‌كند، بطور حتم در آن شخص حالت نفرت ايجاد مى‌كند يا اگر به شخص محبت بكند، در او ميل و رغبت به وجود مى‌آورد. اين ميل يا نفرت را حالات عاطفى مى‌گويند كه محرك انسان در انجام امور مى‌باشد.