انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٢
خلاصه
يكى از سؤالات در زمينه معلومات انسان اين است كه آيا اكتسابى است يا فطرى؟
فطرت به معناى نوع خاصى از آفرينش است كه خداوند انسان را بر اساس آن آفريده است به واسطه وجود فطرت مىتوانيم نسبت به انسانها، قوانين كلى و برنامههاى عمومى تربيتى وضع و تدوين كنيم.
اصالت دادن به انسان بدون پايبندى به قوانين فطرى، امكانپذير نيست و در حقيقت مساوى شمردن انسان با ديگر حيوانات است.
تكليف و مسؤوليت بر اساس فطرت پايه گذارى مىشود و فضاوتهاى آن صادقانه و خالى از تزوير مىباشد.
تجربه گرايان فقط به معلومات اكتسابى معتقدند. افلاطون به معلومات قبل از تولد و كانت و دكارت از معتقدان به فطرت هستند.
قرآن در ابتداى تولد انسان را خالى از هر گونه علم مىداند كه با قدرت و قابليتهاى فطرى مىتواند به معرفت و شناخت دست يابد.
پنج امر معروف فطرى عبارتند از: ١- حقيقت جويى ٢- خير اخلاقى ٣- زيبا پسندى ٤- خلاقيت ابداع ٥- عشق و پرستش.
پرسش
١- معناى اصطلاحى فطرت چيست؟
٢- نظر قرآن را در مورد معلومات توضيح دهيد.
٣- اختلاف نظر قرآن درباره فطرت با نظرات انديشمندان غربى را بنويسيد.
٤- امور فطرى را نام ببريد.
٥- حقيقت جويى را توضيح دهيد.