انسان شناسى

انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٨

پنجگانه مى‌توان به شناخت و معلومات رسيد. «١» ج- نظر كانت و دكارت: كانت معتقد است كه انسان بعضى از معلومات را در خود دارد. و آنهارا ازحس و تجربه دريافت نكرده است، بلكه قبل از تجربه حاصل بوده است. اين معلومات، لازمه ساختمان ذهن‌است كه به واسطه‌آن مى‌توان درباره قضايا حكم داد. دكارت نيز، معتقد است كه انسانها داراى تصوراتى هستند كه بالفطرة در آنها نهاده شده و تجربه و حس نيز در اين باره به انسان كمكى نكرده است. او حس را عامل خطاى فكر انسان مى‌داند و معتقد است كه تصور خدا، كمال و قضاياى رياضى و همه معلومات انسان، فطرى است. در اينجا على‌رغم اختلافى كه در روش كانت و دكارت، از نظر اعتقاد به فطرت وجود دارد، مى‌توان هر دو را از معتقدان به تصورات فطرى دانست. «٢» د- ديدگاه قرآن: قرآن اعلام مى‌كند كه انسان در ابتداى تولد، هيچ معلوم ذهنى ندارد و قوّه محض است (اين بخش از سخن تجربه گرايان، صادق است) و قرآن مى‌فرمايد: «وَ اللَّهُ اخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ امَّهاتِكُمْ لاتَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْابْصارَ وَ الْافْئِدَة» «٣» يعنى هنگام تولد هيچ امرى را نمى‌دانستيد، ليكن خداوند قابليتها و