انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦
آورده است:
«فِإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحى ...» «١»
هنگامى كه كار آن را به پايان رساندم و از روح خود در او دميدم.
با تأمل در اين آيات به دست مىآيد كه وجود روح از نظر قرآن امرى مسلم است. علاوه بر اين آن را غير از جنبه فيزيكى و مادى اشياء دانسته است؛ هر چند كه ايجادش همراه كامل شدن جنبه مادّى بدن مىباشد، البته نه آن گونه كه ماديّها معتقدند كه آن محصول فعل و انفعالات مكانيكى مادى است.
دلايل اثبات روح
ما در تمام عمر، از خود با كلمه (من) تعبير مىكنيم، با اينكه تغييرات و دگرگونيهايى براى بدن ما پيش مىآيد ليكن آن چيز كه حقيقت ما به او است، هيچ كاستى و افزايشى مانند آنچه بر بدن وارد مىشود پيدا نمىكند. بطور مثال اگر انسان بر اثر كمبود مواد غذايى، بيمارى، پركارى، پيرى، يا سرما و گرما ناتوان و لاغر شود، اين كاهش و ضعف تنها در بدن او احساس مىشود، ولى از حقيقت انسانى او چيزى كاسته نخواهد شد و ما او را همان انسان قبلى مىدانيم، همچنين بر اثر رسيدگى كامل به وضع غذايى بدن، انسانيّت او رشد و قوّت پيدا نخواهد كرد. از اين رو، در مىيابيم كه آنچه حقيقت انسان به اوست، جز روح يا نفس چيز ديگرى نيست و آن موجود غير از بدن است؛ حتى اگر جزيى از حسّاسترين عضو