انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤١
تجليات قلبى
همان گونه كه گناه، تيرگى و آلودگى و سياهى است، و هر گاه انسانى به گناه روى آورد، ظلمت و تاريكى، آيينه دلش را فرا مىگيرد، و از ياد حق غافل مىشود، پرهيز از گناه و روى آوردن به بندگى خدا و تحصيل تقوا، و پرهيزكارى نيز آيينه دل را صاف كرده، جلا مىبخشد، و پاك و بىآلايش مىكند؛ و موجب مىشود تا حقايق آشكار و نهان جهان در دل بتابد، و حقيقت اسلام و ايمان و نبوت و ولايت و امامت برايش روشن شود؛ در اين هنگام، انسان حقيقت وجود خويش و عظمت روحش را درك مىكند.
بالاتر از همه، رخ يار بىهمتا و جمال دل آراى حضرت حق در دل چنين بندهاى جلوهگر و نمايان مىشود، چه اينكه تنها جاى تجلى نور حق، دلهاى مستعد و منزه از اغيار است.
امير مؤمنان على (ع) در اين زمينه فرمود:
«خداوند ياد خود را جلاى دلها قرار داد، بدين وسيله دلها از پس كرى شنوا و از پس نابينايى بينا و از پس سركشى و طغيان، رام مىگردند. فرشتگان آنان را در ميان گرفتهاند. آرامش بر دلهايشان فرود آمده است. درهاى ملكوت بر روى آنها گشوده شده است ... آن گاه كه خداوند را مىخوانند بوى مغفرت و گذشت الهى را استشمام مىكنند و كنار رفتن پردههاى تاريك گناه را احساس مىكنند. «١»